daybook

[ایالات متحده]/ˈdeɪbʊk/
[بریتانیا]/ˈdeɪbʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتابی برای ثبت معاملات یا رویدادهای روزانه؛ دفتر کل برای ثبت معاملات مالی
Word Forms
جمعdaybooks

عبارات و ترکیب‌ها

daily daybook

دفتر روزانه

business daybook

دفتر تجاری

accounting daybook

دفتر حسابداری

sales daybook

دفتر فروش

purchase daybook

دفتر خرید

cash daybook

دفتر نقدی

transaction daybook

دفتر تراکنش

general daybook

دفتر عمومی

event daybook

دفتر رویداد

project daybook

دفتر پروژه

جملات نمونه

she keeps a detailed daybook for her business.

او یک دفترچه روزانه دقیق برای کسب و کار خود نگه می دارد.

he reviewed his entries in the daybook every week.

او هر هفته ورودی های خود را در دفترچه روزانه بررسی می کرد.

the daybook helps me track my daily expenses.

دفترچه روزانه به من کمک می کند تا هزینه های روزانه خود را پیگیری کنم.

writing in a daybook can improve your writing skills.

نوشتن در یک دفترچه روزانه می تواند مهارت های نوشتاری شما را بهبود بخشد.

she uses her daybook to plan her tasks for the week.

او از دفترچه روزانه خود برای برنامه ریزی وظایف خود برای هفته استفاده می کند.

his daybook is filled with creative ideas for his projects.

دفترچه روزانه او پر از ایده های خلاقانه برای پروژه هایش است.

every evening, i jot down my thoughts in my daybook.

هر شب، افکارم را در دفترچه روزانه خود یادداشت می کنم.

the daybook serves as a personal record of her journey.

دفترچه روزانه به عنوان یک سابقه شخصی از سفر او عمل می کند.

he refers to his daybook to recall important dates.

او به دفترچه روزانه خود مراجعه می کند تا تاریخ های مهم را به یاد بیاورد.

keeping a daybook can help you stay organized.

نگه داشتن یک دفترچه روزانه می تواند به شما کمک کند تا منظم بمانید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید