de-baptize

[ایالات متحده]/[diːˈbæptɪz]/
[بریتانیا]/[dɪˈbæptɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. معکوس کردن تعمید؛ به طور رسمی از ایمان مسیحی خود دست کشیدن.
v. (اغلب در متون تاریخی) حذف نام یا تعیین‌نامه‌ی تعمید از کسی یا چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

de-baptize publicly

Persian_translation

de-baptized child

Persian_translation

de-baptize again

Persian_translation

de-baptize formally

Persian_translation

de-baptized member

Persian_translation

de-baptize oneself

Persian_translation

de-baptize decision

Persian_translation

de-baptize process

Persian_translation

de-baptize request

Persian_translation

جملات نمونه

the church decided to de-baptize individuals who had been baptized as infants.

کلیسا تصمیم گرفت افرادی را که به عنوان نوزاد غسل تعمید داده شده بودند، از غسل تعمید خارج کند.

he felt compelled to de-baptize himself after questioning his faith.

او پس از زیر سوال بردن ایمان خود احساس کرد که باید خود را از غسل تعمید خارج کند.

the controversial proposal aimed to de-baptize members who had left the church.

این پیشنهاد بحث‌برانگیز هدف داشت اعضایی را که از کلیسا جدا شده بودند، از غسل تعمید خارج کند.

she wanted to formally de-baptize her child to reflect their atheism.

او می‌خواست به طور رسمی فرزندش را از غسل تعمید خارج کند تا بی‌خدایی آن‌ها را منعکس کند.

the process of de-baptizing can be emotionally challenging for some.

فرآیند خروج از غسل تعمید می‌تواند برای برخی از نظر احساسی چالش‌برانگیز باشد.

many people choose to de-baptize as adults after a period of reflection.

بسیاری از مردم پس از یک دوره تفکر، به عنوان بزرگسال از غسل تعمید خارج می‌شوند.

the legal implications of de-baptizing vary by jurisdiction.

پیامدهای قانونی خروج از غسل تعمید بسته به حوزه قضایی متفاوت است.

she publicly announced her decision to de-baptize on social media.

او تصمیم خود را برای خروج از غسل تعمید در رسانه‌های اجتماعی اعلام کرد.

he underwent a lengthy process to de-baptize from the religious organization.

او برای خروج از سازمان مذهبی یک فرآیند طولانی را پشت سر گذاشت.

the pastor refused to de-baptize the young woman despite her request.

کشیش با وجود درخواست او از خروج زن جوان از غسل تعمید امتناع کرد.

they sought guidance on how to de-baptize their son from a legal expert.

آن‌ها از یک متخصص حقوقی راهنمایی در مورد نحوه خروج پسرشان از غسل تعمید خواستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید