unbaptize

[ایالات متحده]/[ʌnˈbæptɪz]/
[بریتانیا]/[ʌnˈbæptɪz]/

ترجمه

v. معکوس یا لغو عمل تعمید؛ باعث بی‌اعتمادی کسی به تعمید؛ отказаться от крещения или религиозной принадлежности.

عبارات و ترکیب‌ها

unbaptize a child

ابطال تعمید کودک

unbaptized person

شخصی که تعمید نشده است

unbaptize formally

ابطال رسمی تعمید

unbaptized state

وضعیت تعمید نشده

unbaptize oneself

ابطال تعمید خود

unbaptized lands

مناطقی که تعمید نشده اند

unbaptize ritual

آیین باطل کردن تعمید

unbaptize tradition

رسوم باطل کردن تعمید

unbaptized infant

نوزادی که تعمید نشده است

unbaptize ceremony

مراسم باطل کردن تعمید

جملات نمونه

the church decided to unbaptize the old, crumbling font.

کلیسای تصمیم گرفت فواره قدیمی و فرسوده را از تعمید خارج کند.

he felt compelled to unbaptize his cynicism and embrace hope.

او احساس کرد که باید cynicism خود را از تعمید خارج کرده و امید را در آغوش بگیرد.

the ritual aimed to unbaptize the land, cleansing it of past curses.

این آیین برای از بین بردن نفرین‌های گذشته، سرزمین را از تعمید خارج می‌کرد.

she wanted to unbaptize her daughter's name, feeling it wasn't right.

او می‌خواست نام دخترش را از تعمید خارج کند، احساس می‌کرد درست نیست.

the historian sought to unbaptize the historical narrative, revealing its biases.

این مورخ به دنبال از بین بردن تعصبات موجود در روایت تاریخی، روایت تاریخی را از تعمید خارج کرد.

it's difficult to unbaptize years of ingrained prejudice and discrimination.

از بین بردن سال‌ها تعصب و تبعیض ریشه‌دار، دشوار است.

the project aimed to unbaptize the neglected area, revitalizing the community.

این پروژه با هدف از بین بردن منطقه مورد غفلت، جامعه را دوباره زنده می‌کرد.

they tried to unbaptize the negative associations with the old building.

آنها سعی کردند ارتباطات منفی با ساختمان قدیمی را از تعمید خارج کنند.

the artist sought to unbaptize the traditional style, creating something new.

هنرمند به دنبال از بین بردن سبک سنتی و ایجاد چیزی جدید بود.

the goal was to unbaptize the company's image, making it more modern.

هدف از بین بردن تصویر شرکت و مدرن‌تر کردن آن بود.

he attempted to unbaptize the fear that held him back from pursuing his dreams.

او سعی کرد ترس‌هایی را که مانع او از دنبال کردن رویاهایش می‌شدند، از تعمید خارج کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید