| جمع | deadbolts |
deadbolt lock
قفل ایمن
check the deadbolt
چک کردن قفل ایمن
deadbolt secured
قفل ایمن امن است
lock the deadbolt
قفل ایمن را ببندید
deadbolt jammed
قفل ایمن گیج شده است
deadbolt strike
ضربه قفل ایمن
deadbolt installed
نصب قفل ایمن
deadbolt replacement
جایگزینی قفل ایمن
deadbolt failed
کار نکردن قفل ایمن
deadbolt rattling
قفل ایمن لرزش میکند
make sure the deadbolt is locked before you go to bed.
قبل از خوابیدن مطمئن شوید که بستهبندی مرگآور قفل شده است.
the deadbolt offered a sense of security against intruders.
بستهبندی مرگآور حس امنیت در برابر نفوذکنندگان را فراهم میکرد.
he jiggled the deadbolt, trying to force it open.
او بستهبندی مرگآور را لرزاند تلاش میکرد تا آن را باز کند.
the new door came with a high-quality deadbolt.
دریچه جدید با یک بستهبندی مرگآور با کیفیت بالا همراه بود.
she double-checked the deadbolt to ensure it was secure.
او بستهبندی مرگآور را دوباره بررسی کرد تا مطمئن شود که امن است.
the deadbolt was stiff and difficult to turn.
بستهبندی مرگآور سخت و دشوار بود تا بچرخد.
he installed a new deadbolt on the back door.
او یک بستهبندی مرگآور جدید را روی در پشت نصب کرد.
the deadbolt mechanism failed during the break-in.
در حین نفوذ، مکانیزم بستهبندی مرگآور فاش شد.
remember to engage the deadbolt when you leave.
همیشه در هنگام رفتن بستهبندی مرگآور را فعال کنید.
the deadbolt provided an extra layer of protection.
بستهبندی مرگآور لایه اضافی حفاظت را فراهم میکرد.
he carried a spare deadbolt key on his keychain.
او یک کلید اضافی بستهبندی مرگآور را روی کلیدهای خود حمل میکرد.
deadbolt lock
قفل ایمن
check the deadbolt
چک کردن قفل ایمن
deadbolt secured
قفل ایمن امن است
lock the deadbolt
قفل ایمن را ببندید
deadbolt jammed
قفل ایمن گیج شده است
deadbolt strike
ضربه قفل ایمن
deadbolt installed
نصب قفل ایمن
deadbolt replacement
جایگزینی قفل ایمن
deadbolt failed
کار نکردن قفل ایمن
deadbolt rattling
قفل ایمن لرزش میکند
make sure the deadbolt is locked before you go to bed.
قبل از خوابیدن مطمئن شوید که بستهبندی مرگآور قفل شده است.
the deadbolt offered a sense of security against intruders.
بستهبندی مرگآور حس امنیت در برابر نفوذکنندگان را فراهم میکرد.
he jiggled the deadbolt, trying to force it open.
او بستهبندی مرگآور را لرزاند تلاش میکرد تا آن را باز کند.
the new door came with a high-quality deadbolt.
دریچه جدید با یک بستهبندی مرگآور با کیفیت بالا همراه بود.
she double-checked the deadbolt to ensure it was secure.
او بستهبندی مرگآور را دوباره بررسی کرد تا مطمئن شود که امن است.
the deadbolt was stiff and difficult to turn.
بستهبندی مرگآور سخت و دشوار بود تا بچرخد.
he installed a new deadbolt on the back door.
او یک بستهبندی مرگآور جدید را روی در پشت نصب کرد.
the deadbolt mechanism failed during the break-in.
در حین نفوذ، مکانیزم بستهبندی مرگآور فاش شد.
remember to engage the deadbolt when you leave.
همیشه در هنگام رفتن بستهبندی مرگآور را فعال کنید.
the deadbolt provided an extra layer of protection.
بستهبندی مرگآور لایه اضافی حفاظت را فراهم میکرد.
he carried a spare deadbolt key on his keychain.
او یک کلید اضافی بستهبندی مرگآور را روی کلیدهای خود حمل میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید