deadeningly

[ایالات متحده]/[ˈdɛdnɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈdɛdnɪŋli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که بی‌حس یا خسته‌کننده باشد؛ به شدت؛ به گونه‌ای که بی‌حسی یا خفگی ایجاد کند.

عبارات و ترکیب‌ها

deadeningly quiet

به طرز خفقه‌انگیزی ساکت

deadeningly dull

به طرز خفقه‌انگیزی کسل‌کننده

deadeningly repetitive

به طرز خفقه‌انگیزی تکراری

deadeningly slow

به طرز خفقه‌انگیزی کند

deadeningly predictable

به طرز خفقه‌انگیزی قابل پیش‌بینی

deadeningly similar

به طرز خفقه‌انگیزی مشابه

deadeningly boring

به طرز خفقه‌انگیزی خسته‌کننده

deadeningly obvious

به طرز خفقه‌انگیزی واضح

deadeningly familiar

به طرز خفقه‌انگیزی آشنا

deadeningly ineffective

به طرز خفقه‌انگیزی بی‌اثر

جملات نمونه

the silence was deadeningly oppressive after the argument.

سکوت به طرز خفقان‌آوری سنگین بود پس از بحث.

the repetitive music was deadeningly dull and predictable.

موسیقی تکراری به طرز خفقان‌آوری کسل‌کننده و قابل پیش‌بینی بود.

the bureaucratic process proved deadeningly slow and inefficient.

فرآیند اداری به طرز خفقان‌آوری کند و ناکارآمد نشان داد.

the news of the company's failure was deadeningly disheartening.

خبر از شکست شرکت به طرز خفقان‌آوری ناامیدکننده بود.

the cold weather was deadeningly numbing to my fingers and toes.

هوا سرد به طرز خفقان‌آوری بی‌حس‌کننده برای انگشتان و پنجه‌های من بود.

the lecture was long and deadeningly boring for most of the students.

سخنرانی طولانی بود و به طرز خفقان‌آوری برای اکثر دانش‌آموزان خسته‌کننده بود.

the constant criticism was deadeningly discouraging to her efforts.

انتقادات مداوم به طرز خفقان‌آوری تلاش‌های او را دلسرد می‌کرد.

the landscape, though beautiful, was deadeningly vast and empty.

مناظر، اگرچه زیبا، به طرز خفقان‌آوری وسیع و خالی بود.

the experience left him feeling deadeningly empty and disconnected.

تجربه باعث شد او احساس پوچی و بی‌ارتباطی به طرز خفقان‌آوری کند.

the task ahead seemed deadeningly difficult to complete.

وظیفه پیش رو به طرز خفقان‌آوری دشوار به نظر می‌رسید تا تکمیل شود.

the weight of responsibility felt deadeningly heavy on his shoulders.

بار مسئولیت به طرز خفقان‌آوری سنگین روی شانه‌های او احساس می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید