deathblows

[ایالات متحده]/ˈdɛθˌbloʊ/
[بریتانیا]/ˈdɛθˌbloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ضربه کشنده یا قطعی؛ یک حمله یا ضربه کشنده

عبارات و ترکیب‌ها

deathblow strike

ضربه مهلک

final deathblow

ضربه مهلک نهایی

deathblow deal

وارد کردن ضربه مهلک

deathblow attack

حمله ضربه مهلک

deathblow effect

اثر ضربه مهلک

deathblow moment

لحظه ضربه مهلک

deathblow weapon

سلاح ضربه مهلک

deathblow finish

پایان با ضربه مهلک

deathblow move

حرکت ضربه مهلک

deathblow punch

ضربه مشت مهلک

جملات نمونه

the sudden news was a deathblow to her hopes.

این خبر ناگهانی ضربه‌ای مهلکه‌وار به آرزوهای او بود.

his resignation delivered a deathblow to the project.

استعفای او ضربه‌ای مهلکه‌وار به پروژه وارد کرد.

the team's loss was a deathblow to their championship dreams.

شکست تیم ضربه‌ای مهلکه‌وار به رویاهای قهرمانی آن‌ها وارد کرد.

the scandal dealt a deathblow to the politician's career.

رسوایی ضربه‌ای مهلکه‌وار به حرفه سیاستمدار وارد کرد.

her criticism was the deathblow to his confidence.

انتقاد او ضربه‌ای مهلکه‌وار به اعتماد به نفس او وارد کرد.

the economic downturn was a deathblow to many small businesses.

رکود اقتصادی ضربه‌ای مهلکه‌وار به بسیاری از کسب و کارهای کوچک وارد کرد.

the final decision was a deathblow to their plans.

تصمیم نهایی ضربه‌ای مهلکه‌وار به برنامه‌های آن‌ها وارد کرد.

his betrayal was the deathblow to their friendship.

خیانت او ضربه‌ای مهلکه‌وار به دوستی آن‌ها وارد کرد.

the harsh criticism from the reviewers was a deathblow to the film.

انتقادات شدید منتقدان ضربه‌ای مهلکه‌وار به فیلم وارد کرد.

the pandemic dealt a deathblow to the travel industry.

همه‌گیری ویروس ضربه‌ای مهلکه‌وار به صنعت گردشگری وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید