debarkation

[ایالات متحده]/ˌdiːbɑːˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌdiːbɑrˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ترک یک کشتی یا هواپیما؛ فرآیند پیاده شدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

debarkation point

نقطه تخلیه

debarkation process

فرآیند تخلیه

debarkation area

منطقه تخلیه

debarkation procedures

روش‌های تخلیه

debarkation time

زمان تخلیه

debarkation form

فرم تخلیه

debarkation notice

اطلاع‌رسانی تخلیه

debarkation ticket

بلیط تخلیه

debarkation instructions

دستورالعمل‌های تخلیه

debarkation zone

منطقه تخلیه

جملات نمونه

debarkation procedures are crucial for a smooth arrival.

روش‌های تخلیه برای ورود روان بسیار مهم هستند.

passengers must wait for debarkation announcements.

مسافران باید منتظر اعلام تخلیه بمانند.

the debarkation point was clearly marked on the map.

نقطه تخلیه به وضوح روی نقشه مشخص شده بود.

debarkation delays can affect travel plans.

تاخیر در تخلیه می‌تواند بر برنامه‌های سفر تأثیر بگذارد.

after debarkation, travelers can explore the city.

پس از تخلیه، مسافران می‌توانند شهر را کاوش کنند.

we gathered at the debarkation area to meet our guide.

ما برای ملاقات با راهنمای خود در منطقه تخلیه جمع شدیم.

debarkation procedures vary by cruise line.

روش‌های تخلیه بسته به خط کشتیرانی متفاوت است.

ensure you have your documents ready for debarkation.

مطمئن شوید که مدارک خود را برای تخلیه آماده دارید.

debarkation times are listed on the itinerary.

زمان‌های تخلیه در برنامه سفر فهرست شده‌اند.

they were excited about the debarkation in the new port.

آنها در مورد تخلیه در بندر جدید هیجان‌زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید