to debase the coinage
کاهش ارزش پول
debase the value of the dollar
کاهش ارزش دلار
debase oneself for money
خود را برای پول پایین بیاورید
Such unkind action debases you.
چنین عمل بیرحمانه شما را تحقیر میکند.
the love episodes debase the dignity of the drama.
قسمتهای عاشقانه حرمت درام را پایین میآورند.
silver debased with copper;
نقرهای که با مس مخلوط شده است;
debased himself by pleading with the captors;
او با التماس به اسیران، خود را پست کرد.
The lasting war debased the value of the dollar.
جنگ طولانی ارزش دلار را کاهش داد.
The azote in the non-point source pollution debased the w...
آزوت در آلودگی غیرمتمرکز ارزش w را کاهش داد...
The silver coinage was repeatedly debased with copper vellon.
سکه نقره بارها با مس ولون کاهش کیفیت یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید