debase

[ایالات متحده]/dɪˈbeɪs/
[بریتانیا]/dɪˈbeɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کیفیت یا وضعیت را کاهش دادن، ارزش را تنزل دادن.

جملات نمونه

to debase the coinage

کاهش ارزش پول

debase the value of the dollar

کاهش ارزش دلار

debase oneself for money

خود را برای پول پایین بیاورید

Such unkind action debases you.

چنین عمل بی‌رحمانه شما را تحقیر می‌کند.

the love episodes debase the dignity of the drama.

قسمت‌های عاشقانه حرمت درام را پایین می‌آورند.

silver debased with copper;

نقره‌ای که با مس مخلوط شده است;

debased himself by pleading with the captors;

او با التماس به اسیران، خود را پست کرد.

The lasting war debased the value of the dollar.

جنگ طولانی ارزش دلار را کاهش داد.

The azote in the non-point source pollution debased the w...

آزوت در آلودگی غیرمتمرکز ارزش w را کاهش داد...

The silver coinage was repeatedly debased with copper vellon.

سکه نقره بارها با مس ولون کاهش کیفیت یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید