decentralists argue
استدلال میکنند تجزیهمرکزطلبان
the decentralists
تجزیهمرکزطلبان
decentralists believe
باور دارند تجزیهمرکزطلبان
among decentralists
در میان تجزیهمرکزطلبان
decentralists prefer
ترجیح میدهند تجزیهمرکزطلبان
decentralists advocate
طرفدارند تجزیهمرکزطلبان
leading decentralists
تجزیهمرکزطلبان پیشرو
decentralists oppose
مخالفند تجزیهمرکزطلبان
radical decentralists
تجزیهمرکزطلبان رادیکال
decentralists support
حمایت میکنند تجزیهمرکزطلبان
decentralists argue that distributed power structures enhance democratic participation.
استقراریها استدلال میکنند که ساختارهای توزیعشده قدرت مشارکت دموکراتیک را افزایش میدهند.
the decentralists proposed a new framework for regional governance.
استقراریها یک چارچوب جدید برای اداره منطقهای پیشنهاد کردند.
many decentralists believe that local communities should have more autonomy.
بسیاری از استقراریها معتقدند که جوامع محلی باید خودمختاری بیشتری داشته باشند.
academic decentralists have published extensive research on federalism.
استقراریهای دانشگاهی تحقیقات گستردهای در مورد فدرالیسم منتشر کردهاند.
the conference brought together decentralists from around the world.
این کنفرانس استقراریهایی را از سراسر جهان گرد هم آورد.
decentralists advocate for blockchain technology as a tool for distribution.
استقراریها از فناوری بلاک چین به عنوان ابزاری برای توزیع حمایت میکنند.
political decentralists often clash with centralization advocates.
استقراریهای سیاسی اغلب با حامیان متمرکزسازی در تضاد هستند.
the decentralists' manifesto called for radical restructuring of institutions.
بیانیه استقراریها خواهان بازسازی رادیکال نهادها شد.
economic decentralists promote cooperative models over corporate hierarchies.
استقراریهای اقتصادی از مدلهای تعاونی به جای سلسله مراتب شرکتی حمایت میکنند.
environmental decentralists support localized renewable energy systems.
استقراریهای محیطزیست از سیستمهای انرژی تجدیدپذیر محلی حمایت میکنند.
decentralists argue that corruption decreases when decision-making is dispersed.
استقراریها استدلال میکنند که فساد زمانی کاهش مییابد که تصمیمگیری پراکنده باشد.
the movement's decentralists insist on grassroots participation in policy.
استقراریهای این جنبش بر مشارکت مردمی در سیاستها اصرار دارند.
decentralists argue
استدلال میکنند تجزیهمرکزطلبان
the decentralists
تجزیهمرکزطلبان
decentralists believe
باور دارند تجزیهمرکزطلبان
among decentralists
در میان تجزیهمرکزطلبان
decentralists prefer
ترجیح میدهند تجزیهمرکزطلبان
decentralists advocate
طرفدارند تجزیهمرکزطلبان
leading decentralists
تجزیهمرکزطلبان پیشرو
decentralists oppose
مخالفند تجزیهمرکزطلبان
radical decentralists
تجزیهمرکزطلبان رادیکال
decentralists support
حمایت میکنند تجزیهمرکزطلبان
decentralists argue that distributed power structures enhance democratic participation.
استقراریها استدلال میکنند که ساختارهای توزیعشده قدرت مشارکت دموکراتیک را افزایش میدهند.
the decentralists proposed a new framework for regional governance.
استقراریها یک چارچوب جدید برای اداره منطقهای پیشنهاد کردند.
many decentralists believe that local communities should have more autonomy.
بسیاری از استقراریها معتقدند که جوامع محلی باید خودمختاری بیشتری داشته باشند.
academic decentralists have published extensive research on federalism.
استقراریهای دانشگاهی تحقیقات گستردهای در مورد فدرالیسم منتشر کردهاند.
the conference brought together decentralists from around the world.
این کنفرانس استقراریهایی را از سراسر جهان گرد هم آورد.
decentralists advocate for blockchain technology as a tool for distribution.
استقراریها از فناوری بلاک چین به عنوان ابزاری برای توزیع حمایت میکنند.
political decentralists often clash with centralization advocates.
استقراریهای سیاسی اغلب با حامیان متمرکزسازی در تضاد هستند.
the decentralists' manifesto called for radical restructuring of institutions.
بیانیه استقراریها خواهان بازسازی رادیکال نهادها شد.
economic decentralists promote cooperative models over corporate hierarchies.
استقراریهای اقتصادی از مدلهای تعاونی به جای سلسله مراتب شرکتی حمایت میکنند.
environmental decentralists support localized renewable energy systems.
استقراریهای محیطزیست از سیستمهای انرژی تجدیدپذیر محلی حمایت میکنند.
decentralists argue that corruption decreases when decision-making is dispersed.
استقراریها استدلال میکنند که فساد زمانی کاهش مییابد که تصمیمگیری پراکنده باشد.
the movement's decentralists insist on grassroots participation in policy.
استقراریهای این جنبش بر مشارکت مردمی در سیاستها اصرار دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید