decentralists

[ایالات متحده]/diːˈsentrəlɪsts/
[بریتانیا]/dɪˈsɛntrəlɪsts/

ترجمه

n. کسانی که از غیرمتمرکزسازی حمایت می‌کنند یا از آن حمایت می‌کنند؛ افرادی که ترویج توزیع قدرت، اختیار یا عملکردهای دور از یک مکان یا اختیار مرکزی می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

decentralists argue

استدلال می‌کنند تجزیه‌مرکزطلبان

the decentralists

تجزیه‌مرکزطلبان

decentralists believe

باور دارند تجزیه‌مرکزطلبان

among decentralists

در میان تجزیه‌مرکزطلبان

decentralists prefer

ترجیح می‌دهند تجزیه‌مرکزطلبان

decentralists advocate

طرفدارند تجزیه‌مرکزطلبان

leading decentralists

تجزیه‌مرکزطلبان پیشرو

decentralists oppose

مخالفند تجزیه‌مرکزطلبان

radical decentralists

تجزیه‌مرکزطلبان رادیکال

decentralists support

حمایت می‌کنند تجزیه‌مرکزطلبان

جملات نمونه

decentralists argue that distributed power structures enhance democratic participation.

استقراری‌ها استدلال می‌کنند که ساختارهای توزیع‌شده قدرت مشارکت دموکراتیک را افزایش می‌دهند.

the decentralists proposed a new framework for regional governance.

استقراری‌ها یک چارچوب جدید برای اداره منطقه‌ای پیشنهاد کردند.

many decentralists believe that local communities should have more autonomy.

بسیاری از استقراری‌ها معتقدند که جوامع محلی باید خودمختاری بیشتری داشته باشند.

academic decentralists have published extensive research on federalism.

استقراری‌های دانشگاهی تحقیقات گسترده‌ای در مورد فدرالیسم منتشر کرده‌اند.

the conference brought together decentralists from around the world.

این کنفرانس استقراری‌هایی را از سراسر جهان گرد هم آورد.

decentralists advocate for blockchain technology as a tool for distribution.

استقراری‌ها از فناوری بلاک چین به عنوان ابزاری برای توزیع حمایت می‌کنند.

political decentralists often clash with centralization advocates.

استقراری‌های سیاسی اغلب با حامیان متمرکزسازی در تضاد هستند.

the decentralists' manifesto called for radical restructuring of institutions.

بیانیه استقراری‌ها خواهان بازسازی رادیکال نهادها شد.

economic decentralists promote cooperative models over corporate hierarchies.

استقراری‌های اقتصادی از مدل‌های تعاونی به جای سلسله مراتب شرکتی حمایت می‌کنند.

environmental decentralists support localized renewable energy systems.

استقراری‌های محیط‌زیست از سیستم‌های انرژی تجدیدپذیر محلی حمایت می‌کنند.

decentralists argue that corruption decreases when decision-making is dispersed.

استقراری‌ها استدلال می‌کنند که فساد زمانی کاهش می‌یابد که تصمیم‌گیری پراکنده باشد.

the movement's decentralists insist on grassroots participation in policy.

استقراری‌های این جنبش بر مشارکت مردمی در سیاست‌ها اصرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید