declaimed

[ایالات متحده]/dɪˈkleɪmd/
[بریتانیا]/dɪˈkleɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به گونه‌ای صحبت کردن که گویی در یک سخنرانی رسمی است؛ انتقاد کردن یا محکوم کردن؛ به طور بلند در جمع معترض بودن

عبارات و ترکیب‌ها

declaimed loudly

به‌صورت بلند اعلام کرد

declaimed passionately

با اشتیاق اعلام کرد

declaimed boldly

با شجاعت اعلام کرد

declaimed proudly

با افتخار اعلام کرد

declaimed clearly

به‌وضوح اعلام کرد

declaimed dramatically

به‌صورت دراماتیک اعلام کرد

declaimed fervently

با حرارت اعلام کرد

declaimed formally

به‌صورت رسمی اعلام کرد

declaimed assertively

با قاطعیت اعلام کرد

declaimed eloquently

با فصاحت و بلاغت اعلام کرد

جملات نمونه

the actor declaimed his lines with great passion.

بازیگر با شور و اشتیاق فراوان دیالوگ‌های خود را اجرا کرد.

she declaimed against the injustices in society.

او با تندی با بی‌عدالتی‌های موجود در جامعه مخالفت کرد.

during the debate, he declaimed his opinions forcefully.

در طول بحث، او با قاطعیت نظرات خود را بیان کرد.

the poet declaimed her verses at the open mic.

شاعر غزلهای خود را در صحنه باز اجرا کرد.

he declaimed a famous speech from history.

او یک سخنرانی معروف از تاریخ را اجرا کرد.

the teacher declaimed the importance of education.

معلم اهمیت آموزش را بیان کرد.

in her presentation, she declaimed the benefits of renewable energy.

در ارائه خود، او مزایای انرژی تجدیدپذیر را بیان کرد.

he declaimed with such fervor that the audience was captivated.

او با چنان شور و حرارت سخن گفت که مخاطبان مجذوب شدند.

she declaimed her thoughts on climate change at the conference.

او افکار خود در مورد تغییرات آب و هوایی را در کنفرانس بیان کرد.

the activist declaimed for human rights during the rally.

فعال حقوق بشر را در گردهمایی برای حقوق بشر فریاد زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید