declivous slope
شیب رو به پایین
declivous terrain
زمین رو به پایین
declivous land
زمین رو به پایین
declivous hill
تپه رو به پایین
declivous surface
سطح رو به پایین
declivous area
منطقه رو به پایین
declivous region
منطقه رو به پایین
declivous path
مسیر رو به پایین
declivous site
محل رو به پایین
declivous landscape
مناظر رو به پایین
the declivous terrain made hiking challenging.
شیب زمین باعث چالش برانگیز شدن پیادهروی شد.
farmers often avoid planting on declivous land.
کشاورزان اغلب از کاشتن در زمینهای شیبدار اجتناب میکنند.
he carefully navigated the declivous path.
او با دقت در مسیر شیبدار حرکت کرد.
the house was built on a declivous slope.
خانه در دامداری شیبدار ساخته شده بود.
declivous areas can lead to soil erosion.
مناطق شیبدار میتوانند منجر به فرسایش خاک شوند.
animals often graze on declivous hillsides.
حیوانات اغلب در دامنه های شیبدار چرا میکنند.
the view from the declivous ridge was breathtaking.
منظره از قله شیبدار نفسگیر بود.
she enjoys running on declivous trails.
او از دویدن در مسیرهای شیبدار لذت میبرد.
declivous landscapes can be quite picturesque.
مناظر شیبدار میتواند بسیار زیبا باشد.
he struggled to maintain balance on the declivous surface.
او برای حفظ تعادل روی سطح شیبدار تلاش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید