decollating

[ایالات متحده]/dɪˈkəʊ.leɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈkoʊ.leɪ.tɪŋ/

ترجمه

vt. سر بریدن؛ کشتن با قطع سر

عبارات و ترکیب‌ها

decollating machine

ماشین جدا کننده

decollating process

فرآیند جدا سازی

decollating system

سیستم جدا کننده

decollating paper

کاغذ جدا کننده

decollating unit

واحد جدا کننده

decollating function

عملکرد جدا کننده

decollating equipment

تجهیزات جدا کننده

decollating method

روش جدا سازی

decollating task

وظیفه جدا سازی

decollating action

اقدام جدا کننده

جملات نمونه

the process of decollating the documents was tedious.

فرآیند جدا کردن اسناد خسته کننده بود.

decollating the pages helped organize the report better.

جدا کردن صفحات به سازماندهی بهتر گزارش کمک کرد.

we need to focus on decollating the files before the meeting.

ما باید قبل از جلسه بر روی جدا کردن فایل ها تمرکز کنیم.

the printer automatically starts decollating the sheets.

دستگاه چاپ به طور خودکار شروع به جدا کردن برگه ها می کند.

decollating is essential for maintaining an orderly workflow.

جدا کردن برای حفظ گردش کار منظم ضروری است.

she spent hours decollating the old magazines.

او ساعت ها برای جدا کردن مجلات قدیمی وقت گذاشت.

decollating the materials was part of the preparation process.

جدا کردن مواد بخشی از فرآیند آماده سازی بود.

after decollating, we filed the documents in order.

پس از جدا کردن، ما اسناد را به ترتیب بایگانی کردیم.

he efficiently handled the decollating of the large batch.

او به طور موثر از جدا کردن دسته بزرگ رسیدگی کرد.

decollating often requires careful attention to detail.

جدا کردن اغلب نیاز به توجه دقیق به جزئیات دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید