decongeal

[ایالات متحده]/diːkənˈdʒiːl/
[بریتانیا]/diːkənˈdʒiːl/

ترجمه

v. برای تبدیل مجدد یک ماده منجمد به حالت مایع؛ ذوب کردن یا آب کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

decongeal completely

کاملاً یخ‌زدایی شود

decongeal slowly

به آرامی یخ‌زدایی شود

decongeal overnight

در طول شب یخ‌زدایی شود

decongeal naturally

به طور طبیعی یخ‌زدایی شود

decongealing meat

یخ‌زدایی گوشت

decongealed already

از قبل یخ‌زدایی شده

will decongeal

یخ‌زدایی خواهد شد

needs decongealing

نیاز به یخ‌زدایی دارد

decongeal properly

به درستی یخ‌زدایی شود

decongealing process

فرآیند یخ‌زدایی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید