deconvert

[ایالات متحده]/diːkənˈvɜːt/
[بریتانیا]/diːkənˈvɜːrt/

ترجمه

v. رمزگشایی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deconvert someone

تبدیل نکردن کسی

deconverted believer

مؤمن تبدیل نشده

deconverting from

تبدیل شدن از

trying to deconvert

سعی در تبدیل نکردن

deconvert me

من را تبدیل نکن

deconverted recently

به تازگی تبدیل نشده

attempt to deconvert

تلاش برای تبدیل نکردن

جملات نمونه

many christians deconvert from their faith after studying biblical contradictions.

بسیاری از مسیحیان پس از بررسی تناقضات کتاب مقدس، از ایمان خود دست می‌کشند.

the deconversion process can take years for some believers.

فرآیند دست‌کشیدن از ایمان ممکن است برای برخی از باورکنندگان سال‌ها طول بکشد.

she decided to deconvert from catholicism after attending a philosophy lecture.

او پس از شرکت در یک سخنرانی فلسفه، تصمیم گرفت از کاتولیکیسم دست بکشد.

young people often deconvert when they first encounter scientific explanations for the universe.

جوانان اغلب زمانی که برای اولین بار با توضیحات علمی برای جهان مواجه می‌شوند، دست می‌کشند.

his deconversion was gradual and painless, spanning nearly a decade.

دست‌کشیدن او از ایمان تدریجی و بدون درد بود و تقریباً یک دهه طول کشید.

the documentary follows several individuals who deconvert from strict religious backgrounds.

این مستند، چندین فردی را دنبال می‌کند که از پس‌زمینه‌های مذهبی سخت دست می‌کشند.

some believers find it difficult to deconvert because of family pressure.

برخی از باورکنندگان به دلیل فشار خانواده، دست کشیدن از ایمان را دشوار می‌دانند.

he publicly announced his decision to deconvert from islam on social media.

او رسماً اعلام کرد که تصمیم گرفته است از طریق رسانه‌های اجتماعی از اسلام دست بکشد.

the support group helps people who want to deconvert navigate family conflicts.

گروه پشتیبانی به افرادی که می‌خواهند دست بکشند کمک می‌کند تا درگیری‌های خانوادگی را مدیریت کنند.

researchers study why individuals deconvert at different ages and under various circumstances.

محققان مطالعه می‌کنند که چرا افراد در سنین مختلف و تحت شرایط مختلف دست می‌کشند.

she struggled to deconvert while living in a deeply religious community.

او در حالی که در یک جامعه عمیقاً مذهبی زندگی می‌کرد، برای دست کشیدن از ایمان تلاش کرد.

many atheists were once believers who chose to deconvert based on personal experiences.

بسیاری از افراد بی‌خداباش، زمانی باورمند بودند که بر اساس تجربیات شخصی تصمیم به دست کشیدن از ایمان گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید