decriminalized

[ایالات متحده]/diːˈkrɪmɪnəlaɪzd/
[بریتانیا]/diˈkrɪmɪnəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. وضعیت جنایی چیزی را حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

decriminalized drugs

کاهش جرم

decriminalized marijuana

کاهش جرم ماری جوآنا

decriminalized prostitution

کاهش جرم روسری

decriminalized offenses

کاهش جرایم

decriminalized behavior

کاهش رفتار مجرمانه

decriminalized activities

کاهش فعالیت‌های مجرمانه

decriminalized status

حالت کاهش جرم

decriminalized laws

قوانین کاهش جرم

decriminalized zones

مناطق کاهش جرم

decriminalized substances

مواد کاهش جرم

جملات نمونه

the government has decriminalized the use of marijuana.

دولت استفاده از ماری جوآنا را جرم‌انگاری نکرده است.

many countries have decriminalized certain drugs to reduce crime.

بسیاری از کشورها برای کاهش جرم و جنایت، برخی از مواد مخدر را جرم‌انگاری نکرده‌اند.

decriminalized offenses can lead to better public health outcomes.

جرایم غیرجرم‌انگاری می‌تواند منجر به بهبود نتایج بهداشت عمومی شود.

decriminalized practices can help individuals seek help more easily.

روش‌های غیرجرم‌انگاری می‌تواند به افراد کمک کند تا به راحتی کمک بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید