destigmatized language
زبان بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized care
مراقبت بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized topic
موضوع بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized view
نگرش بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized approach
رویکرد بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized treatment
درمان بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized condition
وضعیت بدون نگرش نژادپرستانه
has destigmatized
نگرش نژادپرستانه را کاهش داده است
destigmatized discussion
بحث بدون نگرش نژادپرستانه
mental health awareness campaigns have helped destigmatized mental illness in many communities.
حملات آگاهی سلامت روان در بسیاری از جوامع به ازبین گرفتن بیماریهای روانی کمک کرده است.
the recent documentary successfully destigmatized addiction and showed recovery is possible.
مستند اخیر به موفقیت ازبین گرفتن اعتیاد کمک کرده و نشان داد که بازگشت به سلامت ممکن است.
healthcare professionals are working to destigmatized obesity and promote body positivity.
کارکنان حوزه بهداشت و درمان در حال کار برای ازبین گرفتن چاقی و ترویج مثبت بودن نسبت به بدن هستند.
celebrity interviews have destigmatized discussing mental health struggles openly.
مصاحبههای ستارههای فاموس به ازبین گرفتن گفتگو دربارهی دردهای سلامت روان به صورت آشکار کمک کرده است.
the organization aims to destigmatized hiv/aids through education and awareness programs.
این سازمان هدف خود را در ازبین گرفتن ایدز/ایدز از طریق برنامههای آموزشی و افزایش آگاهی قرار داده است.
schools have started programs to destigmatized seeking therapy among students.
مدرسهها برنامههایی را برای ازبین گرفتن درخواست درمان در میان دانشآموزان آغاز کردهاند.
social media influencers have helped destigmatized discussing depression and anxiety.
تاثیرگذاران رسانههای اجتماعی به ازبین گرفتن گفتگو دربارهی افسردگی و نگرانی کمک کردهاند.
the new policy has destigmatized disability in the workplace and improved inclusion.
سیاست جدید به ازبین گرفتن نقص در محیط کار و بهبود ادغام کمک کرده است.
public health campaigns have destigmatized homelessness and highlighted systemic causes.
حملات بهداشت عمومی به ازبین گرفتن بیخانمانی و تاکید بر علل سیستمی کمک کرده است.
medical experts are trying to destigmatized undergoing therapy for emotional well-being.
متخصصان پزشکی در حال تلاش برای ازبین گرفتن دریافت درمان برای سلامتی عاطفی هستند.
the television series destigmatized homosexuality and promoted acceptance in society.
سریال تلویزیونی به ازبین گرفتن همجنسگرایی و ترویج پذیرش در جامعه کمک کرده است.
mental health first aid training helps destigmatized talking about suicide in schools.
آموزش اولیهی سلامت روان به ازبین گرفتن گفتگو دربارهی خودکشی در مدرسه کمک میکند.
workplace wellness programs have destigmatized taking mental health days.
برنامههای بهداشت محیط کار به ازبین گرفتن گرفتن روزهای سلامت روان کمک کرده است.
destigmatized language
زبان بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized care
مراقبت بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized topic
موضوع بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized view
نگرش بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized approach
رویکرد بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized treatment
درمان بدون نگرش نژادپرستانه
destigmatized condition
وضعیت بدون نگرش نژادپرستانه
has destigmatized
نگرش نژادپرستانه را کاهش داده است
destigmatized discussion
بحث بدون نگرش نژادپرستانه
mental health awareness campaigns have helped destigmatized mental illness in many communities.
حملات آگاهی سلامت روان در بسیاری از جوامع به ازبین گرفتن بیماریهای روانی کمک کرده است.
the recent documentary successfully destigmatized addiction and showed recovery is possible.
مستند اخیر به موفقیت ازبین گرفتن اعتیاد کمک کرده و نشان داد که بازگشت به سلامت ممکن است.
healthcare professionals are working to destigmatized obesity and promote body positivity.
کارکنان حوزه بهداشت و درمان در حال کار برای ازبین گرفتن چاقی و ترویج مثبت بودن نسبت به بدن هستند.
celebrity interviews have destigmatized discussing mental health struggles openly.
مصاحبههای ستارههای فاموس به ازبین گرفتن گفتگو دربارهی دردهای سلامت روان به صورت آشکار کمک کرده است.
the organization aims to destigmatized hiv/aids through education and awareness programs.
این سازمان هدف خود را در ازبین گرفتن ایدز/ایدز از طریق برنامههای آموزشی و افزایش آگاهی قرار داده است.
schools have started programs to destigmatized seeking therapy among students.
مدرسهها برنامههایی را برای ازبین گرفتن درخواست درمان در میان دانشآموزان آغاز کردهاند.
social media influencers have helped destigmatized discussing depression and anxiety.
تاثیرگذاران رسانههای اجتماعی به ازبین گرفتن گفتگو دربارهی افسردگی و نگرانی کمک کردهاند.
the new policy has destigmatized disability in the workplace and improved inclusion.
سیاست جدید به ازبین گرفتن نقص در محیط کار و بهبود ادغام کمک کرده است.
public health campaigns have destigmatized homelessness and highlighted systemic causes.
حملات بهداشت عمومی به ازبین گرفتن بیخانمانی و تاکید بر علل سیستمی کمک کرده است.
medical experts are trying to destigmatized undergoing therapy for emotional well-being.
متخصصان پزشکی در حال تلاش برای ازبین گرفتن دریافت درمان برای سلامتی عاطفی هستند.
the television series destigmatized homosexuality and promoted acceptance in society.
سریال تلویزیونی به ازبین گرفتن همجنسگرایی و ترویج پذیرش در جامعه کمک کرده است.
mental health first aid training helps destigmatized talking about suicide in schools.
آموزش اولیهی سلامت روان به ازبین گرفتن گفتگو دربارهی خودکشی در مدرسه کمک میکند.
workplace wellness programs have destigmatized taking mental health days.
برنامههای بهداشت محیط کار به ازبین گرفتن گرفتن روزهای سلامت روان کمک کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید