dedicating

[ایالات متحده]/ˈdɛdɪkeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɛdəˌkeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به هدف خاصی اختصاص دادن؛ یک کار را به کسی یا چیزی به عنوان نشانه‌ای از احترام یا محبت تقدیم کردن؛ یک تقدیم‌نامه در کتاب، موسیقی یا اثر دیگری نوشتن؛ برای هدف خاصی تقدیس کردن یا جدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dedicating time

اختصاص دادن وقت

dedicating resources

اختصاص دادن منابع

dedicating efforts

اختصاص دادن تلاش‌ها

dedicating energy

اختصاص دادن انرژی

dedicating attention

اختصاص دادن توجه

dedicating oneself

اختصاص دادن خود

dedicating funds

اختصاص دادن بودجه

dedicating support

اختصاص دادن حمایت

dedicating space

اختصاص دادن فضا

dedicating skills

اختصاص دادن مهارت‌ها

جملات نمونه

she is dedicating her life to helping others.

او زندگی خود را وقف کمک به دیگران کرده است.

he is dedicating his time to volunteer work.

او وقت خود را به کارهای داوطلبانه اختصاص می‌دهد.

the author is dedicating this book to her parents.

نویسنده این کتاب را به والدینش تقدیم می‌کند.

they are dedicating resources to environmental conservation.

آنها منابع را به حفظ محیط زیست اختصاص می‌دهند.

she is dedicating herself to her studies.

او خود را وقف تحصیلاتش کرده است.

the team is dedicating efforts to improve their performance.

تیم در تلاش است تا عملکرد خود را بهبود بخشد.

he is dedicating his career to scientific research.

او شغل خود را به تحقیقات علمی اختصاص می‌دهد.

we are dedicating this project to our late friend.

ما این پروژه را به یاد دوست درگذشته‌مان تقدیم می‌کنیم.

she is dedicating her talents to the arts.

او استعدادهای خود را به هنر اختصاص می‌دهد.

the organization is dedicating funds to education initiatives.

سازمان بودجه‌ای را به طرح‌های آموزشی اختصاص می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید