dedicators

[ایالات متحده]/[ˈdedɪkeɪtəz]/
[بریتانیا]/[ˈdedɪkeɪtərz]/

ترجمه

n. افرادی که خود را وقف چیزی کرده‌اند؛ افرادی که در وقف کردن چیزی (مثلاً یک ساختمان، یک کتاب) دخیل هستند.

جملات نمونه

the dedicated team worked tirelessly to meet the deadline.

تیم اختصاصی به سختی برای رسیدن به مهلت مقرر تلاش کرد.

she is a dedicated teacher who cares deeply about her students.

او یک معلم اختصاصی است که به شدت به دانش آموزان خود اهمیت می‌دهد.

he's a dedicated runner, training every day for the marathon.

او یک دونده اختصاصی است که هر روز برای ماراتن تمرین می‌کند.

the museum is dedicated to preserving local history and culture.

موزه به حفظ تاریخ و فرهنگ محلی اختصاص دارد.

we are dedicated to providing excellent customer service.

ما متعهد به ارائه خدمات عالی به مشتریان هستیم.

the new hospital wing is dedicated to pediatric care.

بخش جدید بیمارستان به مراقبت‌های کودکان اختصاص دارد.

a dedicated server provides reliable performance for the website.

یک سرور اختصاصی عملکرد قابل اعتماد را برای وب سایت فراهم می‌کند.

the research project is dedicated to finding a cure for the disease.

پروژه تحقیقاتی به یافتن درمانی برای بیماری اختصاص دارد.

he is a dedicated advocate for animal rights and welfare.

او یک مدافع اختصاصی حقوق و رفاه حیوانات است.

the memorial is dedicated to the soldiers who lost their lives.

این بنای یادبود به سربازانی که جان خود را از دست دادند اختصاص دارد.

the company is dedicated to sustainable business practices.

شرکت به شیوه‌های تجاری پایدار متعهد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید