deferences

[ایالات متحده]/ˈdefərəns/
[بریتانیا]/ˈdefərəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احترام و تسلیم

عبارات و ترکیب‌ها

show deference

نشان دادن احترام

deference to authority

احترام به اقتدار

out of deference

به دلیل احترام

deference towards elders

احترام به بزرگترها

deference to tradition

احترام به سنت

in deference to

به احترام

جملات نمونه

Children are taught to treat their parents and teachers with deference?

به کودکان آموزش داده می‌شود که با احترام و تواضع با والدین و معلمان رفتار کنند؟

We all showed deference to his skill.

ما همه به مهارت او احترام گذاشتیم.

he addressed her with the deference due to age.

او با احترام و تواضعی که شایسته سن او بود، با او صحبت کرد.

Do you treat your parents and teachers with deference?

آیا شما با والدین و معلمان خود با احترام و تواضع رفتار می‌کنید؟

don't give undue deference to the opinions and feelings of others. See also Synonyms at honesty

به نظرات و احساسات دیگران احترام بیش از حد نگذارید. همچنین به مترادف‌ها در بخش صداقت مراجعه کنید.

show deference to elders

با بزرگان با احترام رفتار کنید.

treated with deference and respect

با احترام و تواضع و احترام رفتار شد.

deference to the wishes of others

احترام به خواسته های دیگران

in deference to their customs

با احترام به آداب و رسوم آنها

with deference and humility

با احترام و فروتنی

deference shown to guests

احترامی که به مهمانان نشان داده می‌شود

in deference to her position

با احترام به جایگاه او

deference to the rules

احترام به قوانین

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید