deflower

[ایالات متحده]/diː'flaʊə/
[بریتانیا]/diˈflaʊɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از بین بردن گل‌ها \nگرفتن باکرگی (دختری) \nاستخراج عصاره از \nچیدن گل‌ها
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdeflowers
زمان گذشتهdeflowered
قسمت سوم فعلdeflowered
صفت یا فعل حال استمراریdeflowering

جملات نمونه

She was deflowered at a young age.

او در سن جوانی مورد تجاوز قرار گرفت.

The traditional ceremony deflowers the bride.

آیین سنتی، دوشیزگی عروس را از بین می‌برد.

Many cultures have rituals to deflower young women.

فرهنگ‌های بسیاری آیین‌هایی برای از بین بردن دوشیزگی زنان جوان دارند.

He deflowered her with promises of love.

او با وعده‌های عشق، دوشیزگی او را از بین برد.

The scandal deflowered her reputation.

رسوایی، شهرت او را لکه‌دار کرد.

She felt deflowered after the traumatic experience.

پس از تجربه آسیب‌زا، احساس کرد که دوشیزگی‌اش از بین رفته است.

The novel's explicit content deflowers the innocence of the protagonist.

محتوای صریح رمان، معصومیت شخصیت اصلی را از بین می‌برد.

He deflowered the untouched land with industrial development.

او با توسعه صنعتی، زمین دست نخورده را تخریب کرد.

The corrupt government deflowers the principles of democracy.

حکومت فاسد، اصول دموکراسی را از بین می‌برد.

The invasive species deflowers the ecosystem.

گونه‌های مهاجم، اکوسیستم را تخریب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید