defter

[ایالات متحده]/ˈdɛftə/
[بریتانیا]/ˈdɛftər/

ترجمه

adj. ماهرتر یا تواناتر از دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

defter of accounts

دفتر حساب‌ها

defter of records

دفتر سوابق

defter of transactions

دفتر تراکنش‌ها

defter of expenses

دفتر هزینه‌ها

defter of income

دفتر درآمدها

defter of assets

دفتر دارایی‌ها

defter of liabilities

دفتر بدهی‌ها

defter of notes

دفتر یادداشت‌ها

defter of activities

دفتر فعالیت‌ها

defter of projects

دفتر پروژه‌ها

جملات نمونه

she is much defter with her hands than i am.

او خیلی بیشتر از من در کار با دست‌هایش ماهر است.

he became defter at solving problems after years of practice.

پس از سال‌ها تمرین، او در حل مشکلات ماهرتر شد.

being defter in negotiations can lead to better deals.

مهارت بیشتر در مذاکرات می‌تواند منجر به معاملات بهتر شود.

her defter understanding of the subject impressed the teacher.

درک ماهرانه او از موضوع، معلم را تحت تاثیر قرار داد.

he is known for being defter in adapting to new technologies.

او به خاطر مهارتش در انطباق با فناوری‌های جدید شناخته شده است.

with a defter approach, she managed to complete the project ahead of schedule.

با یک رویکرد ماهرانه، او توانست پروژه را زودتر از موعد به اتمام برساند.

her defter skills in art make her stand out among her peers.

مهارت‌های ماهرانه او در هنر باعث می‌شود در بین همسالانش متمایز باشد.

the defter you are at multitasking, the more tasks you can handle.

هرچه در انجام چند کار به طور همزمان ماهرتر باشید، بیشتر کارها را می‌توانید انجام دهید.

he is defter than most when it comes to finding solutions.

وقتی صحبت از یافتن راه حل می شود، او از بیشتر افراد ماهرتر است.

being defter in communication can enhance your relationships.

مهارت بیشتر در برقراری ارتباط می‌تواند روابط شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید