deiced

[ایالات متحده]/dɪˈaɪst/
[بریتانیا]/dɪˈaɪst/

ترجمه

vt. یخ را برداشتن؛ از یخ زدن جلوگیری کردن؛ مجهز کردن به دستگاه ضد یخ زدگی

عبارات و ترکیب‌ها

deiced road

جاده برف‌زدایی شده

deiced surface

سطح برف‌زدایی شده

deiced pavement

کف‌پوش برف‌زدایی شده

deiced area

منطقه برف‌زدایی شده

deiced vehicle

وسیله نقلیه برف‌زدایی شده

deiced runway

بانده فرودگاه برف‌زدایی شده

deiced steps

پله‌های برف‌زدایی شده

deiced sidewalk

کف‌پوش عابر پیاده برف‌زدایی شده

deiced ground

زمین برف‌زدایی شده

deiced stairs

نردبان‌های برف‌زدایی شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید