deigning

[ایالات متحده]/deɪnɪŋ/
[بریتانیا]/deɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاری انجام دادن که فرد آن را زیر شأن خود می‌داند

عبارات و ترکیب‌ها

deigning to help

مایل به کمک کردن

deigning to speak

مایل به صحبت کردن

deigning to notice

مایل به توجه کردن

deigning to reply

مایل به پاسخ دادن

deigning to join

مایل به پیوستن

deigning to attend

مایل به شرکت کردن

deigning to acknowledge

مایل به پذیرش

deigning to assist

مایل به کمک کردن

deigning to participate

مایل به شرکت کردن

deigning to listen

مایل به گوش دادن

جملات نمونه

she is not deigning to respond to my invitation.

او حاضر نیست به دعوت من پاسخ دهد.

he was surprised that she was deigning to speak to him.

او از اینکه او حاضر بود با او صحبت کند، تعجب کرد.

they are deigning to attend the event despite their busy schedule.

با وجود برنامه شلوغشان، آنها حاضرند در این رویداد شرکت کنند.

the celebrity is deigning to sign autographs for her fans.

این سلبریتی حاضر است برای طرفدارانش امضا جمع کند.

she is deigning to share her expertise with us.

او حاضر است تخصص خود را با ما به اشتراک بگذارد.

after much persuasion, he is finally deigning to join us for dinner.

پس از اصرار فراوان، او بالاخره حاضر شد برای شام به ما بپیوندد.

it was unexpected for her to be deigning to help with the project.

اینکه او حاضر شد در این پروژه کمک کند غیرمنتظره بود.

he is deigning to allow us to ask questions during the meeting.

او اجازه می دهد در طول جلسه از او سوال بپرسیم.

the queen is deigning to meet with the commoners.

ملکه حاضر است با مردم عادی ملاقات کند.

despite her status, she is deigning to volunteer at the shelter.

با وجود جایگاهش، او حاضر است در پناهگاه داوطلب شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید