deliveryman

[ایالات متحده]/dɪˈlɪvərimən/
[بریتانیا]/dɪˈlɪvərimən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به حرفه‌ای ارسال کالا، بسته‌بندی یا پیام‌ها را انجام می‌دهد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the deliveryman arrived

پیک ارسال کننده رسید

busy deliverymen

پیک‌های ارسال کننده مشغول

talk to the deliveryman

با پیک ارسال کننده صحبت کن

a hardworking deliveryman

یک پیک ارسال کننده کارآموز

the deliveryman left

پیک ارسال کننده رفت

tip the deliveryman

به پیک ارسال کننده نقدی بده

new deliveryman

پیک ارسال کننده جدید

the deliveryman called

پیک ارسال کننده تماس گرفت

like a deliveryman

مثل یک پیک ارسال کننده

old deliveryman

پیک ارسال کننده قدیمی

جملات نمونه

the deliveryman wore a clean uniform every day to maintain professionalism.

پیکرباز هر روز یک یونیفرم تمیز پوشید تا حرفه‌ای بودن را حفظ کند.

many people consider the deliveryman job challenging but ultimately rewarding.

بسیاری از افراد شغل پیکرباز را چالش‌برانگیز اما در نهایت پاداش‌دهنده می‌دانند.

the deliveryman earned a decent salary despite working long hours every week.

پیکرباز با وجود کار کردن ساعات طولانی هر هفته، حقوقی مناسب کسب کرد.

the deliveryman followed a specific route through the neighborhood to maximize efficiency.

پیکرباز یک مسیر خاص را در محله طی کرد تا بهره‌وری را بیشینه کند.

the deliveryman rode a bicycle through busy streets to deliver packages quickly.

پیکرباز با دوچرخه از خیابان‌های پرتردد عبور کرد تا بسته‌ها را به سرعت تحویل دهد.

the friendly deliveryman always greeted customers with a warm smile and courtesy.

پیکرباز دوستانه همیشه مشتریان را با لبخند گرم و لطفی دریافت می‌کرد.

the deliveryman completed the delivery before the promised deadline successfully.

پیکرباز به موفقیت تحویل را قبل از مهلت تعیین شده انجام داد.

the deliveryman worked for a reputable delivery company with excellent benefits.

پیکرباز در یک شرکت تحویل‌گر معروف کار می‌کرد که دارای مزایای بسیار خوبی بود.

the deliveryman improved his efficiency significantly after several months of experience.

پس از چند ماه تجربه، پیکرباز به طور قابل توجهی بهره‌وری خود را بهبود بخشید.

the deliveryman received generous tips from customers who appreciated his punctuality.

پیکرباز از مشتریانی که به موقعیت او ارزش می‌دادند، نقدنامه‌های زیادی دریافت کرد.

the deliveryman followed a strict schedule to ensure all deliveries arrived on time.

پیکرباز یک برنامه‌ریزی سخت‌گیرانه را دنبال می‌کرد تا اطمینان حاصل شود که تمام تحویل‌ها به موقع رسیده‌اند.

the experienced deliveryman knew every shortcut and back road in the entire city.

پیکرباز تجربه‌دار هر کوتاه‌راه و راه‌های پشتی در تمام شهر را می‌دانست.

the deliveryman carried all the packages in a large thermal bag for protection.

پیکرباز تمام بسته‌ها را در یک کیف حرارتی بزرگ حمل می‌کرد تا حفاظت شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید