deluding

[ایالات متحده]/dɪˈluːdɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈluːdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریب دادن یا گمراه کردن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

deluding oneself

خودفریبی

deluding others

فریب دادن دیگران

deluding the mind

فریب دادن ذهن

deluding reality

فریب دادن واقعیت

deluding the truth

فریب دادن حقیقت

deluding expectations

فریب دادن انتظارات

deluding perceptions

فریب دادن ادراکات

deluding beliefs

فریب دادن باورها

deluding yourself

خودفریبی کردن خودت

deluding the audience

فریب دادن مخاطب

جملات نمونه

he was deluding himself into thinking he could win the race.

او خود را فریب می‌داد تا فکر کند می‌تواند مسابقه را ببرد.

don't let the advertisements delude you into buying unnecessary products.

نذار تبلیغات شما رو فریب بدن تا کالاهای غیرضروری بخرید.

she realized he was deluding her with false promises.

او متوجه شد که او با وعده‌های دروغین او را فریب می‌دهد.

deluding others can lead to a loss of trust.

فریب دادن دیگران می‌تواند منجر به از دست دادن اعتماد شود.

he spent years deluding himself about his career choices.

او سال‌ها خود را در مورد انتخاب‌های شغلی خود فریب داد.

the magician was skilled at deluding the audience.

جادوگر در فریب دادن مخاطبان مهارت داشت.

she was deluding herself into believing he would change.

او خود را فریب می‌داد تا فکر کند او تغییر خواهد کرد.

deluding someone for personal gain is unethical.

فریب دادن کسی برای کسب سود شخصی غیراخلاقی است.

he was deluding himself about the severity of his situation.

او خود را در مورد وخامت اوضاع خود فریب می‌داد.

they were deluding their fans with exaggerated claims.

آنها با ادعاهای اغراق‌آمیز طرفداران خود را فریب می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید