delusory

[ایالات متحده]/dɪˈluːzəri/
[بریتانیا]/dɪˈluːzəri/

ترجمه

adj. باعث سردرگمی یا سوء تفاهم; فریبنده یا گمراه کننده

عبارات و ترکیب‌ها

delusory dreams

رویاهای فریبنده

delusory beliefs

باورهای فریبنده

delusory thoughts

افکار فریبنده

delusory hopes

امیدهای فریبنده

delusory perceptions

ادراکات فریبنده

delusory reality

واقعیت فریبنده

delusory expectations

انتظارات فریبنده

delusory success

موفقیت فریبنده

delusory peace

صلح فریبنده

delusory happiness

خوشبختی فریبنده

جملات نمونه

his hopes for a promotion were delusory.

امید او برای ارتقا فریبنده بود.

she realized that her dreams of fame were delusory.

او متوجه شد که رویاهای شهرت او فریبنده بودند.

the delusory nature of his beliefs became clear over time.

طبیعت فریبنده باورهای او به مرور زمان آشکار شد.

many people chase delusory ideas of happiness.

بسیاری از مردم به دنبال ایده های فریبنده خوشبختی هستند.

her confidence was built on delusory assumptions.

اعتماد به نفس او بر اساس فرضیات فریبنده بنا شده بود.

the delusory promises of easy money attracted many investors.

وعده‌های فریبنده پول آسان بسیاری از سرمایه‌گذاران را جذب کرد.

he often fell for delusory arguments in debates.

او اغلب در بحث ها در برابر استدلال های فریبنده تسلیم می شد.

her perception of reality was often delusory.

درک او از واقعیت اغلب فریبنده بود.

chasing delusory goals can lead to disappointment.

دنبال کردن اهداف فریبنده می تواند منجر به ناامیدی شود.

they were trapped in a delusory world of their own making.

آنها در دنیای فریبنده خود گرفتار شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید