demoniac

[ایالات متحده]/dɪˈməʊnɪæk/
[بریتانیا]/dɪˈmoʊniæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه یک شیطان; تسخیر شده توسط یک شیطان
n. فردی که تسخیر شده یا ویژگی‌های یک شیطان را نشان می‌دهد
Word Forms
جمعdemoniacs

عبارات و ترکیب‌ها

demoniac laughter

خنده شیطانی

demoniac possession

تسخیر شیطانی

demoniac influence

نفوذ شیطانی

demoniac energy

انرژی شیطانی

demoniac figure

شخصیت شیطانی

demoniac spirit

روح شیطانی

demoniac force

نیروی شیطانی

demoniac vision

تصویر شیطانی

demoniac presence

حضور شیطانی

demoniac urge

تمایل شیطانی

جملات نمونه

he had a demoniac look in his eyes.

او نگاهی شیطانی در چشمانش داشت.

the demoniac laughter echoed through the halls.

خنده شیطانی در راهروها طنین انداز بود.

she felt a demoniac urge to rebel against authority.

او احساس یک رغبت شیطانی برای شورش علیه اقتدار کرد.

the story was filled with demoniac characters.

داستان پر از شخصیت های شیطانی بود.

his demoniac behavior frightened everyone around him.

رفتار شیطانی او باعث ترس همه اطرافیانش شد.

they believed the forest was home to demoniac spirits.

آنها معتقد بودند که جنگل خانه ارواح شیطانی است.

the artist's work had a demoniac quality to it.

کارهای هنرمند دارای کیفیتی شیطانی بود.

his demoniac obsession consumed him entirely.

وسواس شیطانی او به طور کامل او را در بر گرفت.

they spoke of a demoniac force that haunted the village.

آنها از یک نیروی شیطانی که دهکده را آزار می داد صحبت کردند.

the film featured a demoniac antagonist.

فیلم دارای یک ضد قهرمان شیطانی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید