demurs at
اعتراض میکند
demurs often
اغراق میکند
demurs politely
به طور مؤدبانه اعتراض میکند
demurs slightly
به مقدار کم اعتراض میکند
demurs quietly
به آرامی اعتراض میکند
demurs gently
به ملایمت اعتراض میکند
demurs publicly
به طور علنی اعتراض میکند
demurs frequently
اغراق میکند
demurs softly
به آرامی اعتراض میکند
demurs adamantly
به طور سرسختانه اعتراض میکند
she demurs at the suggestion of a late-night meeting.
او در برابر پیشنهاد برگزاری جلسهای در اواخر شب مخالفت میکند.
he often demurs when asked to take on extra responsibilities.
او اغلب در برابر درخواست برای پذیرش مسئولیتهای اضافی مخالفت میکند.
the lawyer demurs to the terms of the contract.
وکیل با شرایط قرارداد مخالفت میکند.
despite her initial enthusiasm, she demurs about joining the committee.
با وجود اشتیاق اولیه، او در مورد پیوستن به کمیته مخالفت میکند.
he demurs at the idea of moving to another city.
او در برابر ایده نقل مکان به شهر دیگر مخالفت میکند.
when asked to lead the project, she demurs politely.
وقتی از او خواسته شد پروژه را رهبری کند، او مودبانه مخالفت کرد.
the professor demurs to the proposed changes in the curriculum.
پروفسور با تغییرات پیشنهادی در برنامه درسی مخالفت میکند.
he demurs at participating in the controversial debate.
او در برابر شرکت در بحث جنجالی مخالفت میکند.
she demurs from making a decision too quickly.
او از تصمیمگیری خیلی سریع خودداری میکند.
the team demurs at the lack of resources for the project.
تیم در برابر کمبود منابع برای پروژه اعتراض میکند.
demurs at
اعتراض میکند
demurs often
اغراق میکند
demurs politely
به طور مؤدبانه اعتراض میکند
demurs slightly
به مقدار کم اعتراض میکند
demurs quietly
به آرامی اعتراض میکند
demurs gently
به ملایمت اعتراض میکند
demurs publicly
به طور علنی اعتراض میکند
demurs frequently
اغراق میکند
demurs softly
به آرامی اعتراض میکند
demurs adamantly
به طور سرسختانه اعتراض میکند
she demurs at the suggestion of a late-night meeting.
او در برابر پیشنهاد برگزاری جلسهای در اواخر شب مخالفت میکند.
he often demurs when asked to take on extra responsibilities.
او اغلب در برابر درخواست برای پذیرش مسئولیتهای اضافی مخالفت میکند.
the lawyer demurs to the terms of the contract.
وکیل با شرایط قرارداد مخالفت میکند.
despite her initial enthusiasm, she demurs about joining the committee.
با وجود اشتیاق اولیه، او در مورد پیوستن به کمیته مخالفت میکند.
he demurs at the idea of moving to another city.
او در برابر ایده نقل مکان به شهر دیگر مخالفت میکند.
when asked to lead the project, she demurs politely.
وقتی از او خواسته شد پروژه را رهبری کند، او مودبانه مخالفت کرد.
the professor demurs to the proposed changes in the curriculum.
پروفسور با تغییرات پیشنهادی در برنامه درسی مخالفت میکند.
he demurs at participating in the controversial debate.
او در برابر شرکت در بحث جنجالی مخالفت میکند.
she demurs from making a decision too quickly.
او از تصمیمگیری خیلی سریع خودداری میکند.
the team demurs at the lack of resources for the project.
تیم در برابر کمبود منابع برای پروژه اعتراض میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید