demythologisation

[ایالات متحده]/[ˈdiːmɪθəˌlɒdʒɪˈzeɪʃ(ən)]/
[بریتانیا]/[ˌdiːmɪθəˈlɒdʒɪˈzeɪʃ(ən)]/

ترجمه

n. فرایند جدا کردن عناصر خیالی یا افسانه ای از یک داستان، باور یا نهاد؛ عمل حذف عناصر خیالی یا افسانه ای.
v. از چیزی عناصر خیالی یا افسانه ای را حذف کردن.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

demythologisation process

پردازش دیمیتولوژیکاسیون

facilitating demythologisation

تسهیل دیمیتولوژیکاسیون

historical demythologisation

دیمیتولوژیکاسیون تاریخی

demythologisation efforts

تلاش‌های دیمیتولوژیکاسیون

ongoing demythologisation

دیمیتولوژیکاسیون در جریان

critical demythologisation

دیمیتولوژیکاسیون انتقادی

post-demythologisation analysis

تحلیل پس از دیمیتولوژیکاسیون

demythologisation studies

مطالعات دیمیتولوژیکاسیون

initial demythologisation

دیمیتولوژیکاسیون اولیه

political demythologisation

دیمیتولوژیکاسیون سیاسی

جملات نمونه

the academic rigorously pursued the demythologisation of ancient folklore.

دانشمند به طور جدی به دنبال دیمیتولوژی‌سازی داستان‌های قدیمی فولکلوار بود.

a key goal of the project was the demythologisation of the company's history.

یکی از اهداف کلیدی پروژه، دیمیتولوژی‌سازی تاریخ شرکت بود.

the film aimed to offer a nuanced demythologisation of the legendary hero.

فیلم به دنبال ارائه یک دیمیتولوژی‌سازی ریزش‌گونه از قهرمان معروف بود.

through careful research, they began the demythologisation of the founding myth.

با تحقیقات دقیق، آنها شروع به دیمیتولوژی‌سازی افسانه بنیان‌گذاری کردند.

the historian advocated for a thorough demythologisation of national narratives.

تاریخ‌گر برای دیمیتولوژی‌سازی کامل داستان‌های ملی تبلیغ کرد.

the play involved a satirical demythologisation of popular cultural icons.

این نمایش شامل یک دیمیتولوژی‌سازی تمسخرآمیز از آیکون‌های فرهنگی محبوب بود.

the journalist's work focused on the demythologisation of political figures.

کار گزارش‌نویس روی دیمیتولوژی‌سازی شخصیت‌های سیاسی متمرکز بود.

the process of demythologisation requires critical analysis and evidence.

فرآیند دیمیتولوژی‌سازی نیاز به تحلیل انتقادی و شواهد دارد.

the book provides a compelling demythologisation of the american dream.

این کتاب یک دیمیتولوژی‌سازی مقنع از رویا آمریکایی ارائه می‌دهد.

the essay explored the challenges of demythologisation in a polarized society.

این مقاله چالش‌های دیمیتولوژی‌سازی در یک جامعه قطبی‌شده را بررسی کرد.

the artist's work often features a playful demythologisation of traditional symbols.

کار هنرمند اغلب دیمیتولوژی‌سازی بازیگونه از نمادهای سنتی را به نمایش می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید