denatured

[ایالات متحده]/diːˈneɪtʃəd/
[بریتانیا]/diːˈneɪtʃərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تغییر در ماهیت یا خواص را تجربه کرده است
v. شکل گذشته فعل denature

عبارات و ترکیب‌ها

denatured alcohol

الکل غیرفعال

denatured protein

پروتئین غیرفعال

denatured enzymes

آنزیم‌های غیرفعال

denatured dna

دی‌ان‌ای غیرفعال

denatured starch

نشاسته غیرفعال

denatured fat

چربی غیرفعال

denatured collagen

کلاژن غیرفعال

denatured alcohols

الکل‌های غیرفعال

denatured solutions

محلول‌های غیرفعال

denatured extracts

استخراج‌های غیرفعال

جملات نمونه

the protein in the egg is denatured when cooked.

پروتئین موجود در تخم مرغ هنگام پختن دناتوره می‌شود.

denatured alcohol is often used as a solvent.

الکل دناتوره اغلب به عنوان حلال استفاده می‌شود.

heat can denature enzymes, affecting their function.

گرما می‌تواند آنزیم‌ها را دناتوره کند و بر عملکرد آنها تأثیر بگذارد.

denatured proteins can lose their biological activity.

پروتئین‌های دناتوره می‌توانند فعالیت بیولوژیکی خود را از دست بدهند.

some chemicals can denature dna, impacting genetic research.

برخی مواد شیمیایی می‌توانند DNA را دناتوره کنند و بر تحقیقات ژنتیکی تأثیر بگذارند.

denatured substances may behave differently in reactions.

مواد دناتوره ممکن است در واکنش‌ها رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهند.

cooking methods can denature food proteins.

روش‌های پخت می‌توانند پروتئین‌های غذایی را دناتوره کنند.

denatured alcohol is not safe for consumption.

الکل دناتوره برای مصرف بی‌خطر نیست.

understanding how heat denatures proteins is crucial in cooking.

درک نحوه دناتوره شدن پروتئین‌ها با گرما در آشپزی بسیار مهم است.

denatured lipids can alter cell membrane properties.

لیپیدهای دناتوره می‌توانند خواص غشای سلولی را تغییر دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید