denigrations

[ایالات متحده]/ˌdɛnɪˈɡreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌdɛnɪˈɡreɪʃənz/

ترجمه

n. عمل انتقاد یا کوچک شمردن کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

denigrations of others

توهین به دیگران

denigrations in media

توهین در رسانه ها

denigrations and slurs

توهین ها و افتراها

denigrations are harmful

توهین ها مضر هستند

denigrations of character

توهین به شخصیت

denigrations in society

توهین در جامعه

denigrations towards groups

توهین به گروه ها

denigrations and biases

توهین ها و تعصبات

denigrations in politics

توهین در سیاست

denigrations of identity

توهین به هویت

جملات نمونه

his constant denigrations of her work were hurtful.

توهین‌های مداوم او به کارش آسیب‌زا بود.

denigrations can damage a person's self-esteem.

توهین‌ها می‌توانند عزت نفس یک فرد را خدشه‌دار کنند.

she faced denigrations from her peers but remained confident.

او با وجود توهین‌هایی که از همکارانش دریافت می‌کرد، با اعتماد به نفس باقی ماند.

the denigrations he received did not define his character.

توهین‌هایی که دریافت کرد، شخصیت او را تعریف نکرد.

it's important to address denigrations in the workplace.

مهم است که به توهین‌ها در محیط کار رسیدگی شود.

her response to the denigrations was both graceful and strong.

پاسخ او به توهین‌ها هم با وقار بود و هم با قدرت.

denigrations often stem from jealousy and insecurity.

توهین‌ها اغلب از حسادت و ناامنی نشأت می‌گیرند.

he learned to ignore the denigrations and focus on his goals.

او یاد گرفت که توهین‌ها را نادیده بگیرد و بر روی اهداف خود تمرکز کند.

denigrations can create a toxic environment in any group.

توهین‌ها می‌توانند در هر گروهی محیطی سمی ایجاد کنند.

she stood up against the denigrations and advocated for respect.

او در برابر توهین‌ها ایستاد و از احترام دفاع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید