| شکل سوم شخص مفرد | denudates |
| صفت یا فعل حال استمراری | denudating |
| زمان گذشته | denudated |
| قسمت سوم فعل | denudated |
denudate surface
کنده شدن سطح
denudate area
کنده شدن ناحیه
denudate layer
کنده شدن لایه
denudate rock
کنده شدن سنگ
denudate landscape
کنده شدن منظره
denudate region
کنده شدن منطقه
denudate process
فرآیند کنده شدن
denudate soil
کنده شدن خاک
denudate feature
ویژگی کنده شده
denudate effect
اثر کنده شدن
excessive rainfall can denudate the soil, leading to erosion.
باران شدید میتواند باعث فرسایش خاک شود و منجر به فرسایش گردد.
they plan to denudate the forest for new construction.
آنها قصد دارند جنگل را برای ساخت و ساز جدید تخریب کنند.
the process will denudate the landscape, changing its appearance.
این فرآیند باعث تخریب چشمانداز میشود و ظاهر آن را تغییر میدهد.
denudate areas are more susceptible to environmental damage.
مناطق تخریبشده بیشتر در معرض آسیبهای زیستمحیطی هستند.
farmers need to prevent practices that denudate the land.
کشاورزان باید از اقداماتی که باعث تخریب زمین میشوند، جلوگیری کنند.
heavy winds can denudate the hillsides, exposing the rock beneath.
وزش بادهای شدید میتواند دامنه تپهها را تخریب کند و سنگ زیرین را نمایان سازد.
to restore the ecosystem, we must denudate the invasive species.
برای بازگرداندن اکوسیستم، باید گونههای مهاجم را تخریب کنیم.
denudate the area carefully to avoid damaging native plants.
منطقه را با دقت تخریب کنید تا از آسیب رساندن به گیاهان بومی جلوگیری شود.
they aim to denudate the contaminated site for rehabilitation.
آنها قصد دارند سایت آلوده را برای توانبخشی تخریب کنند.
denudate regions often require reforestation efforts.
مناطق تخریبشده اغلب به تلاشهای جنگلداری نیاز دارند.
denudate surface
کنده شدن سطح
denudate area
کنده شدن ناحیه
denudate layer
کنده شدن لایه
denudate rock
کنده شدن سنگ
denudate landscape
کنده شدن منظره
denudate region
کنده شدن منطقه
denudate process
فرآیند کنده شدن
denudate soil
کنده شدن خاک
denudate feature
ویژگی کنده شده
denudate effect
اثر کنده شدن
excessive rainfall can denudate the soil, leading to erosion.
باران شدید میتواند باعث فرسایش خاک شود و منجر به فرسایش گردد.
they plan to denudate the forest for new construction.
آنها قصد دارند جنگل را برای ساخت و ساز جدید تخریب کنند.
the process will denudate the landscape, changing its appearance.
این فرآیند باعث تخریب چشمانداز میشود و ظاهر آن را تغییر میدهد.
denudate areas are more susceptible to environmental damage.
مناطق تخریبشده بیشتر در معرض آسیبهای زیستمحیطی هستند.
farmers need to prevent practices that denudate the land.
کشاورزان باید از اقداماتی که باعث تخریب زمین میشوند، جلوگیری کنند.
heavy winds can denudate the hillsides, exposing the rock beneath.
وزش بادهای شدید میتواند دامنه تپهها را تخریب کند و سنگ زیرین را نمایان سازد.
to restore the ecosystem, we must denudate the invasive species.
برای بازگرداندن اکوسیستم، باید گونههای مهاجم را تخریب کنیم.
denudate the area carefully to avoid damaging native plants.
منطقه را با دقت تخریب کنید تا از آسیب رساندن به گیاهان بومی جلوگیری شود.
they aim to denudate the contaminated site for rehabilitation.
آنها قصد دارند سایت آلوده را برای توانبخشی تخریب کنند.
denudate regions often require reforestation efforts.
مناطق تخریبشده اغلب به تلاشهای جنگلداری نیاز دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید