deregulated market
بازار غیرمتمرکز
deregulated industry
صنعت غیرمتمرکز
deregulated environment
محیط غیرمتمرکز
deregulated sector
بخش غیرمتمرکز
deregulated economy
اقتصاد غیرمتمرکز
deregulated services
خدمات غیرمتمرکز
deregulated prices
قیمتهای غیرمتمرکز
deregulated system
سیستم غیرمتمرکز
deregulated policies
خط مشیهای غیرمتمرکز
deregulated framework
چارچوب غیرمتمرکز
the telecommunications industry has been deregulated to encourage competition.
صنعت مخابرات برای تشویق رقابت، غیرمتمرکز شده است.
many believe that a deregulated market can lead to lower prices for consumers.
بسیاری معتقدند که یک بازار غیرمتمرکز میتواند منجر به کاهش قیمتها برای مصرفکنندگان شود.
after the government deregulated the energy sector, prices fluctuated significantly.
پس از آنکه دولت بخش انرژی را غیرمتمرکز کرد، قیمتها به طور قابل توجهی نوسان داشتند.
some argue that deregulated industries may harm workers' rights.
برخی استدلال میکنند که صنایع غیرمتمرکز ممکن است به حقوق کارگران آسیب برساند.
the financial sector was deregulated in the 1990s, leading to rapid growth.
بخش مالی در دهه 1990 غیرمتمرکز شد که منجر به رشد سریع شد.
deregulated markets can sometimes result in monopolies forming.
بازارهای غیرمتمرکز گاهی اوقات میتوانند منجر به تشکیل انحصار شوند.
investors are often attracted to deregulated environments for higher returns.
سرمایهگذاران اغلب به دلیل بازدهی بالاتر به محیطهای غیرمتمرکز جذب میشوند.
countries that have deregulated their economies often see an influx of foreign investment.
کشورهایی که اقتصاد خود را غیرمتمرکز کردهاند، اغلب شاهد ورود سرمایه خارجی هستند.
environmental regulations were deregulated, raising concerns among activists.
مقررات زیست محیطی غیرمتمرکز شد که باعث نگرانی فعالان شد.
the airline industry was deregulated to improve service quality and efficiency.
صنعت هوانوردی برای بهبود کیفیت و کارایی خدمات غیرمتمرکز شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید