derrieres

[ایالات متحده]/ˈdɛrɪeɪ/
[بریتانیا]/ˈdɛrɪˌɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشیمن یا قسمت پشتی بدن

عبارات و ترکیب‌ها

derriere view

نمای پشتی

derriere end

پایین

derriere seat

صندلی عقب

derriere line

خط پشتی

derriere kick

ضربه از پشت

derriere shot

نمای پشتی

derriere viewfinder

منظره یاب پشتی

derriere camera

دوربین پشتی

derriere glance

نگاهی اجمالی از پشت

derriere position

موقعیت پشتی

جملات نمونه

she slipped and fell on her derriere.

او لیز خورد و روی باسنش افتاد.

he has a tattoo on his derriere.

او یک تتو روی باسنش دارد.

make sure to protect your derriere when riding a bike.

هنگام دوچرخه سواری حتماً از باسن خود محافظت کنید.

she sat down hard on her derriere.

او به سختی روی باسنش نشست.

he laughed and said it was a pain in the derriere.

او خندید و گفت که درد باسن است.

she has been working out to tone her derriere.

او برای سفت کردن باسنش ورزش کرده است.

his derriere was sore after the long hike.

بعد از پیاده‌روی طولانی، باسنش درد می‌کرد.

she wore a dress that accentuated her derriere.

او لباسی پوشید که باسنش را برجسته می‌کرد.

he joked about having a big derriere.

او شوخی کرد و گفت که باسن بزرگی دارد.

she fell right on her derriere while skating.

او درست روی باسنش در حین اسکیت سواری افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید