eager desirer
خواهشگر متعجب
the desirer of knowledge often spends years in libraries.
خواهشگر دانش معمولاً سالها را در کتابخانهها سپری میکند.
he was a desirer of power who would stop at nothing.
او یک خواهشگر قدرت بود که در هر چیزی متوقف نمیشد.
the desirer of wealth is often neglecting his health.
خواهشگر ثروت معمولاً به سلامتی خود توجه نمیکند.
she was a secret desirer of adventure.
او یک خواهشگر ماجراجویی خفیه بود.
the insatiable desirer never felt satisfied.
خواهشگر ناشبیخ هرگز رضایت نیافته است.
the true desirer understands the cost of his dreams.
خواهشگر واقعی هزینه رویاها خود را میفهمد.
a desperate desirer will make any sacrifice.
خواهشگر ناامید هر گونه قربانی را انجام میدهد.
the lonely desirer found comfort in dreams.
خواهشگر تنها راحتی را در رویاها پیدا کرد.
the ancient desirer of immortality searched for the elixir.
خواهشگر بیمریی قدیمی برای یافتن الکلیس جستجو میکرد.
every desirer must face reality eventually.
هر خواهشگر در نهایت باید واقعیت را مواجه شود.
the desirer of freedom fought bravely for his people.
خواهشگر آزادی شجاعانه برای مردم خود میجنگد.
even the greatest desirer cannot control fate.
حتی بزرگترین خواهشگر نمیتواند مقدر را کنترل کند.
eager desirer
خواهشگر متعجب
the desirer of knowledge often spends years in libraries.
خواهشگر دانش معمولاً سالها را در کتابخانهها سپری میکند.
he was a desirer of power who would stop at nothing.
او یک خواهشگر قدرت بود که در هر چیزی متوقف نمیشد.
the desirer of wealth is often neglecting his health.
خواهشگر ثروت معمولاً به سلامتی خود توجه نمیکند.
she was a secret desirer of adventure.
او یک خواهشگر ماجراجویی خفیه بود.
the insatiable desirer never felt satisfied.
خواهشگر ناشبیخ هرگز رضایت نیافته است.
the true desirer understands the cost of his dreams.
خواهشگر واقعی هزینه رویاها خود را میفهمد.
a desperate desirer will make any sacrifice.
خواهشگر ناامید هر گونه قربانی را انجام میدهد.
the lonely desirer found comfort in dreams.
خواهشگر تنها راحتی را در رویاها پیدا کرد.
the ancient desirer of immortality searched for the elixir.
خواهشگر بیمریی قدیمی برای یافتن الکلیس جستجو میکرد.
every desirer must face reality eventually.
هر خواهشگر در نهایت باید واقعیت را مواجه شود.
the desirer of freedom fought bravely for his people.
خواهشگر آزادی شجاعانه برای مردم خود میجنگد.
even the greatest desirer cannot control fate.
حتی بزرگترین خواهشگر نمیتواند مقدر را کنترل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید