deskill

[ایالات متحده]/dɪsˈkɪl/
[بریتانیا]/dɪsˈkɪl/

ترجمه

v. از کار انداختن مهارت‌های یک کارگر

عبارات و ترکیب‌ها

deskill labor

کاهش مهارت نیروی کار

deskill jobs

کاهش مشاغل

deskill workforce

کاهش توان نیروی کار

deskill tasks

کاهش وظایف

deskill process

کاهش فرآیند

deskill training

کاهش آموزش

deskill industry

کاهش صنعت

deskill roles

کاهش نقش‌ها

deskill activities

کاهش فعالیت‌ها

deskill economy

کاهش اقتصاد

جملات نمونه

automation can deskill many jobs.

اتوماسیون می‌تواند بسیاری از مشاغل را کاهش دهد.

deskilling is a concern in the manufacturing industry.

کاهش مهارت‌ها یک نگرانی در صنعت تولید است.

new technology tends to deskill the workforce.

فناوری جدید تمایل دارد مهارت نیروی کار را کاهش دهد.

companies should consider the impact of deskill on employees.

شرکت‌ها باید تأثیر کاهش مهارت بر کارمندان را در نظر بگیرند.

the deskill process can lead to job loss.

فرآیند کاهش مهارت‌ها می‌تواند منجر به از دست دادن شغل شود.

workers fear deskill due to automation.

کارگران از ترس کاهش مهارت به دلیل اتوماسیون می‌ترسند.

deskill affects job satisfaction and morale.

کاهش مهارت بر رضایت شغلی و روحیه تأثیر می‌گذارد.

training programs can help combat deskill.

برنامه‌های آموزشی می‌توانند به مقابله با کاهش مهارت‌ها کمک کنند.

deskill can result in a lack of expertise.

کاهش مهارت‌ها می‌تواند منجر به فقدان تخصص شود.

management should address the issue of deskill.

مدیریت باید به موضوع کاهش مهارت رسیدگی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید