detestably

[ایالات متحده]/dɪˈtɛstəblɪ/
[بریتانیا]/dɪˈtɛstəbli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که مستحق تنفر باشد

عبارات و ترکیب‌ها

detestably rude

بی‌ادبانه و زننده

detestably cruel

بی‌رحمانه و زننده

detestably selfish

خودخواهانه و زننده

detestably unfair

غیرمنصفانه و زننده

detestably greedy

خودخواه و حریصانه

detestably dishonest

ناخالص و فریبکارانه

detestably arrogant

متکبرانه و زننده

detestably vile

بی‌رحمانه و زننده

detestably toxic

سمی و زننده

detestably lazy

بی‌حوصله و تنبل

جملات نمونه

he detestably ignored my advice.

او به طرز نفرت‌انگیزی نصیحت من را نادیده گرفت.

she spoke detestably about her colleagues.

او به طرز نفرت‌انگیزی درباره همکارانش صحبت کرد.

the detestably rude behavior shocked everyone.

رفتار به طرز نفرت‌انگیزی بی‌ادبانه همه را شوکه کرد.

he acted detestably in front of the guests.

او به طرز نفرت‌انگیزی در حضور مهمانان رفتار کرد.

her detestably selfish attitude is exhausting.

حرف‌های او با وجود اینکه نفرت‌انگیز است، خسته‌کننده است.

they detestably mocked the team's efforts.

آنها به طرز نفرت‌انگیزی تلاش‌های تیم را مسخره کردند.

the detestably unfair treatment was unacceptable.

رفتار به طرز نفرت‌انگیزی ناعادلانه غیرقابل قبول بود.

he detestably lied about his qualifications.

او به طرز نفرت‌انگیزی درباره مدارکش دروغ گفت.

her detestably negative comments ruined the mood.

نظرات منفی او به طرز نفرت‌انگیزی حال و هوا را خراب کرد.

the detestably aggressive tactics were condemned.

تاکتیک‌های به طرز نفرت‌انگیزی تهاجمی محکوم شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید