detunes

[ایالات متحده]/diːˈtjuːn/
[بریتانیا]/diˈtun/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تنظیم کردن (یک ابزار) به یک گام پایین‌تر؛ حذف کردن کوک از

عبارات و ترکیب‌ها

detune slightly

تنظیم جزئی

detune effect

اثر تنظیم

detune settings

تنظیمات تنظیم

detune sound

صدای تنظیم

detune pitch

گام تنظیم

detune frequency

فرکانس تنظیم

detune instrument

ساز تنظیم

detune signal

سیگنال تنظیم

detune layer

لایه تنظیم

detune range

محدوده تنظیم

جملات نمونه

the musician decided to detune his guitar for a unique sound.

موسیقی‌دان تصمیم گرفت برای ایجاد یک صدای خاص، گیتار خود را کوک نکند.

sometimes, it's necessary to detune an instrument to achieve a specific effect.

گاهی اوقات، برای دستیابی به یک اثر خاص، کوک نکردن یک ساز ضروری است.

he likes to detune his piano for a more rustic feel.

او دوست دارد برای ایجاد حسی روستایی‌تر، پیانوی خود را کوک نکند.

to create a haunting melody, the composer chose to detune the strings.

برای ایجاد یک ملودی دلخراش، آهنگساز تصمیم گرفت سیم‌ها را کوک نکند.

she prefers to detune her violin to explore different musical styles.

او ترجیح می‌دهد ویولن خود را کوک نکند تا سبک‌های موسیقی مختلف را کشف کند.

during the concert, the artist decided to detune his instrument for dramatic effect.

در طول کنسرت، هنرمند تصمیم گرفت برای ایجاد جلوه‌ای دراماتیک، ساز خود را کوک نکند.

many experimental musicians often detune their instruments for creative purposes.

بسیاری از نوازندگان تجربی اغلب سازهای خود را برای اهداف خلاقانه کوک نمی‌کنند.

he learned how to detune his guitar to match the song's mood.

او یاد گرفت که چگونه گیتار خود را کوک نکند تا با حال و هوای آهنگ مطابقت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید