devicess

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪsɪz/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪsɪz/

ترجمه

n. شکل جمع کلمه 'device'; تجهیزات، وسایل یا مکانیسم مورد استفاده برای یک هدف خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

electronic devices

دستگاه‌های الکترونیکی

connected devices

دستگاه‌های متصل

جملات نمونه

electronic devices have become essential tools in modern education.

دستگاه‌های الکترونیکی به ابزارهای ضروری در آموزش مدرن تبدیل شده‌اند.

mobile devices allow people to work from anywhere.

دستگاه‌های تلفن همراه به مردم اجازه می‌دهند از هر جایی کار کنند.

children spend too much time staring at digital devices.

کودکان زمان زیادی را صرف خیره شدن به دستگاه‌های دیجیتال می‌کنند.

smart devices can communicate with each other automatically.

دستگاه‌های هوشمند می‌توانند به طور خودکار با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

connected devices share data through the internet.

دستگاه‌های متصل داده‌ها را از طریق اینترنت به اشتراک می‌گذارند.

wireless devices offer greater flexibility in the workplace.

دستگاه‌های بی‌سیم انعطاف‌پذیری بیشتری در محل کار ارائه می‌دهند.

portable devices make it easy to access information on the go.

دستگاه‌های قابل حمل دسترسی به اطلاعات در حال حرکت را آسان می‌کنند.

medical devices help doctors diagnose patients more accurately.

دستگاه‌های پزشکی به پزشکان کمک می‌کنند تا بیماران را دقیق‌تر تشخیص دهند.

tracking devices can locate stolen property quickly.

دستگاه‌های ردیابی می‌توانند به سرعت اموال مسروقه را پیدا کنند.

bluetooth devices enable short-range wireless communication.

دستگاه‌های بلوتوث امکان برقراری ارتباط بی‌سیم با برد کوتاه را فراهم می‌کنند.

security devices protect homes from intruders.

دستگاه‌های امنیتی خانه‌ها را از متجاوزین محافظت می‌کنند.

input devices include keyboards, mice, and touchscreens.

دستگاه‌های ورودی شامل صفحه‌کلید، ماوس و صفحه‌نمایش لمسی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید