devilkin

[ایالات متحده]/ˈdɛvəlkɪn/
[بریتانیا]/ˈdɛvəlkɪn/

ترجمه

n. شیطان کوچک؛ دیو

عبارات و ترکیب‌ها

devilkin spirit

روح شیطانی

devilkin power

قدرت شیطانی

devilkin magic

جادوی شیطانی

devilkin curse

نفرین شیطانی

devilkin blood

خون شیطانی

devilkin realm

حوزه شیطانی

devilkin child

کودک شیطانی

devilkin ally

همپیمان شیطانی

devilkin foe

دشمن شیطانی

devilkin form

فرم شیطانی

جملات نمونه

the devilkin danced under the moonlight.

شیطانک‌ها در زیر نور ماه می‌رقصیدند.

legends say that devilkin can grant wishes.

افسانه ها می گویند که شیطانک ها می توانند آرزوها را برآورده کنند.

many stories feature devilkin as tricksters.

داستان های زیادی شیطانک ها را به عنوان فریبکاران به تصویر می کشند.

the hero fought bravely against the devilkin.

قهرمان با شجاعت با شیطانک ها مبارزه کرد.

some believe devilkin are misunderstood creatures.

برخی معتقدند که شیطانک ها موجوداتی هستند که سوء تفاهم می شوند.

in folklore, devilkin often appear in dreams.

در فولکلور، شیطانک ها اغلب در رویاها ظاهر می شوند.

the village held a festival to honor the devilkin.

دهکده یک جشنواره برای بزرگداشت شیطانک ها برگزار کرد.

children were warned not to play with devilkin.

به کودکان هشدار داده شد که با شیطانک ها بازی نکنند.

devilkin are often depicted with mischievous grins.

شیطانک ها اغلب با لبخندهای شیطنت آمیز به تصویر کشیده می شوند.

the tale of the devilkin has been passed down for generations.

داستان شیطانک ها نسل به نسل منتقل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید