devitalize

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪtəlaɪz/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪtəlaɪz/

ترجمه

vt. زندگی یا انرژی را سلب کردن؛ غیرفعال یا بی‌جان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

devitalize the body

خنثی کردن بدن

devitalize the spirit

خنثی کردن روح

devitalize the mind

خنثی کردن ذهن

devitalize the energy

خنثی کردن انرژی

devitalize our health

خنثی کردن سلامتی ما

devitalize the system

خنثی کردن سیستم

devitalize the muscles

خنثی کردن عضلات

devitalize the cells

خنثی کردن سلول‌ها

devitalize with stress

خنثی کردن با استرس

devitalize through fatigue

خنثی کردن از طریق خستگی

جملات نمونه

the harsh winter can devitalize many plants.

زمستان سخت می‌تواند بسیاری از گیاهان را تحلیل برده و بی‌حال کند.

chronic stress can devitalize your immune system.

استرس مزمن می‌تواند سیستم ایمنی بدن شما را تحلیل برده و بی‌حال کند.

too much work can devitalize your enthusiasm.

کار زیاد می‌تواند شور و اشتیاق شما را تحلیل برده و بی‌حال کند.

pollution can devitalize the ecosystem.

آلودگی می‌تواند اکوسیستم را تحلیل برده و بی‌حال کند.

negative thoughts can devitalize your motivation.

افکار منفی می‌تواند انگیزه شما را تحلیل برده و بی‌حال کند.

excessive heat can devitalize the machinery.

گرمای بیش از حد می‌تواند ماشین‌آلات را تحلیل برده و بی‌حال کند.

lack of sleep can devitalize your energy levels.

کمبود خواب می‌تواند سطح انرژی شما را تحلیل برده و بی‌حال کند.

inadequate nutrition can devitalize your body.

تغذیه نامناسب می‌تواند بدن شما را تحلیل برده و بی‌حال کند.

isolation can devitalize one's spirit.

انزوا می‌تواند روحیه یک فرد را تحلیل برده و بی‌حال کند.

overtraining can devitalize athletes.

تمرین بیش از حد می‌تواند ورزشکاران را تحلیل برده و بی‌حال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید