devotedness

[ایالات متحده]/dɪˈvəʊtɪdnəs/
[بریتانیا]/dɪˈvoʊtɪdnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت وفاداری؛ وفاداری؛ عمل وفادار شدن به یک علت یا فعالیت؛ تعهد؛ روح وفاداری به شغل خود؛ وفاداری حرفه‌ای
شکل‌های واژه

جملات نمونه

her devotedness to her family is truly admirable.

پرداختگی او به خانواده‌اش واقعاً قابل تحسین است.

the devotedness of the nurses impressed all the patients.

پرداختگی مراقبین به بیماران تمامی بیماران را در جذب کرد.

his devotedness to scientific research led to breakthrough discoveries.

پرداختگی او به تحقیقات علمی منجر به کشفیات بزرگ شد.

the dog's devotedness to its owner was heartwarming.

پرداختگی سگ به صاحب خود گرم و مهیب بود.

we praised her devotedness to the cause.

ما پرداختگی او به این بازده را ستایش کردیم.

the teacher's devotedness inspired many students.

پرداختگی معلم بسیاری از دانش‌آموزان را الهام بخشید.

their devotedness to quality is reflected in their products.

پرداختگی آنها به کیفیت در محصولاتشان منعکس شده است.

the soldier's devotedness to his country was unwavering.

پرداختگی سرباز به کشورش بدون تغییر بود.

her devotedness to learning new languages was remarkable.

پرداختگی او به یادگیری زبان‌های جدید قابل توجه بود.

his devotedness to his craft made him a master.

پرداختگی او به هنر خود او را به یک ماهر تبدیل کرد.

the team's devotedness to the project ensured its success.

پرداختگی تیم به پروژه موفقیت آن را تضمین کرد.

the artist's devotedness to her work was evident in every piece.

پرداختگی هنرمند به کارش در هر کاری آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید