differentia

[ایالات متحده]/dɪfˈɛntʃɪə/
[بریتانیا]/dɪˈfɛnʧə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تفاوت یا تمایز؛ کیفیت متفاوت بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

differentia specifica

تفاوت خاص

differentia diagnosis

تشخیص تفاوتی

differentia criteria

معیارهای تفاوتی

differentia analysis

تجزیه و تحلیل تفاوتی

differentia factor

عامل تفاوتی

differentia value

مقدار تفاوتی

differentia equation

معادله تفاوتی

differentia method

روش تفاوتی

differentia point

نقطه تفاوتی

differentia model

مدل تفاوتی

جملات نمونه

in biology, the differentia helps to distinguish one species from another.

در زیست‌شناسی، دیفرنشیات به تفکیک یک گونه از گونه دیگر کمک می‌کند.

the differentia of a good leader is their ability to inspire others.

دیفرنشیای یک رهبر خوب توانایی الهام بخشیدن به دیگران است.

understanding the differentia between these two concepts is crucial.

درک دیفرنشیای بین این دو مفهوم بسیار مهم است.

the differentia of this product is its unique design.

دیفرنشیای این محصول طراحی منحصر به فرد آن است.

in philosophy, differentia can clarify complex theories.

در فلسفه، دیفرنشیات می‌توانند نظریه‌های پیچیده را روشن کنند.

the differentia of a successful marketing strategy is its target audience.

دیفرنشیای یک استراتژی بازاریابی موفق مخاطب هدف آن است.

differentia are essential for accurate scientific classification.

دیفرنشیات برای طبقه‌بندی علمی دقیق ضروری هستند.

identifying the differentia in customer preferences can boost sales.

شناسایی دیفرنشیات در ترجیحات مشتری می‌تواند باعث افزایش فروش شود.

the differentia of this theory lies in its innovative approach.

دیفرنشیای این نظریه در رویکرد نوآورانه آن نهفته است.

in law, differentia can determine the outcome of a case.

در قانون، دیفرنشیات می‌توانند نتیجه یک پرونده را تعیین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید