differentiator

[ایالات متحده]/ˌdɪfəˈrɛnʧiˌeɪtə/
[بریتانیا]/ˌdɪfəˈrɛnʧiˌeɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عامل یا ویژگی تمایز؛ یک دستگاه که تمایز را در ریاضیات یا الکترونیک انجام می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

key differentiator

تمایز کلیدی

unique differentiator

تمایز منحصر به فرد

major differentiator

تمایز عمده

competitive differentiator

تمایز رقابتی

brand differentiator

تمایز برند

product differentiator

تمایز محصول

service differentiator

تمایز خدمات

price differentiator

تمایز قیمتی

value differentiator

تمایز ارزشی

customer differentiator

تمایز مشتری

جملات نمونه

quality is a key differentiator in our business.

کیفیت یک عامل تمایز کلیدی در کسب و کار ما است.

innovation serves as a differentiator in the competitive market.

نوآوری به عنوان یک عامل تمایز در بازار رقابتی عمل می کند.

customer service can be a significant differentiator for brands.

خدمات مشتری می تواند یک عامل تمایز مهم برای برندها باشد.

understanding consumer needs is a crucial differentiator.

درک نیازهای مصرف کننده یک عامل تمایز حیاتی است.

our unique design is a major differentiator from competitors.

طراحی منحصر به فرد ما یک عامل تمایز بزرگ از رقبا است.

price can often be a differentiator in purchasing decisions.

قیمت اغلب می تواند یک عامل تمایز در تصمیمات خرید باشد.

brand reputation acts as a differentiator in the industry.

شهرت برند به عنوان یک عامل تمایز در صنعت عمل می کند.

technology can be a differentiator for startups.

فناوری می تواند یک عامل تمایز برای استارت آپ ها باشد.

our commitment to sustainability is a key differentiator.

تعهد ما به پایداری یک عامل تمایز کلیدی است.

effective marketing strategies can serve as a differentiator.

استراتژی های بازاریابی موثر می توانند به عنوان یک عامل تمایز عمل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید