gran dificultad
با مشکل
cualquier dificultad
بدون مشکل
mucha dificultad
مشکل داشتن
sin dificultad
مشکل فراوان
con dificultad
مشکل اصلی
una dificultad
مشکلات
dificultad actual
مشکلات اقتصادی
dificultad extrema
مشکل برای صحبت کردن
nueva dificultad
غلبه بر مشکلات
superar dificultad
بدون هیچ مشکلی
i am having difficulty understanding this concept.
من در درک این مفهوم مشکل دارم.
she faced great difficulty in finding a job.
او در پیدا کردن شغل با مشکل بزرگی روبرو شد.
the difficulty of the exam surprised many students.
سختی امتحان بسیاری از دانش آموزان را غافلگیر کرد.
they experienced no difficulty reaching the agreement.
آنها در رسیدن به توافق مشکلی نداشتند.
there is some difficulty with the new software.
مشکلی با نرم افزار جدید وجود دارد.
he overcame many difficulties to succeed.
او برای موفقیت بر بسیاری از مشکلات غلبه کرد.
we have difficulty communicating in french.
ما در برقراری ارتباط به زبان فرانسه مشکل داریم.
the project presents several technical difficulties.
این پروژه چندین مشکل فنی را نشان می دهد.
children often encounter difficulty learning math.
کودکان اغلب در یادگیری ریاضیات با مشکل مواجه می شوند.
despite the difficulty, she completed the task on time.
با وجود سختی، او این کار را به موقع انجام داد.
they discussed the difficulty of the situation openly.
آنها به طور آشکار در مورد سختی وضعیت صحبت کردند.
i had difficulty remembering all the names.
من در به خاطر سپردن همه نام ها مشکل داشتم.
gran dificultad
با مشکل
cualquier dificultad
بدون مشکل
mucha dificultad
مشکل داشتن
sin dificultad
مشکل فراوان
con dificultad
مشکل اصلی
una dificultad
مشکلات
dificultad actual
مشکلات اقتصادی
dificultad extrema
مشکل برای صحبت کردن
nueva dificultad
غلبه بر مشکلات
superar dificultad
بدون هیچ مشکلی
i am having difficulty understanding this concept.
من در درک این مفهوم مشکل دارم.
she faced great difficulty in finding a job.
او در پیدا کردن شغل با مشکل بزرگی روبرو شد.
the difficulty of the exam surprised many students.
سختی امتحان بسیاری از دانش آموزان را غافلگیر کرد.
they experienced no difficulty reaching the agreement.
آنها در رسیدن به توافق مشکلی نداشتند.
there is some difficulty with the new software.
مشکلی با نرم افزار جدید وجود دارد.
he overcame many difficulties to succeed.
او برای موفقیت بر بسیاری از مشکلات غلبه کرد.
we have difficulty communicating in french.
ما در برقراری ارتباط به زبان فرانسه مشکل داریم.
the project presents several technical difficulties.
این پروژه چندین مشکل فنی را نشان می دهد.
children often encounter difficulty learning math.
کودکان اغلب در یادگیری ریاضیات با مشکل مواجه می شوند.
despite the difficulty, she completed the task on time.
با وجود سختی، او این کار را به موقع انجام داد.
they discussed the difficulty of the situation openly.
آنها به طور آشکار در مورد سختی وضعیت صحبت کردند.
i had difficulty remembering all the names.
من در به خاطر سپردن همه نام ها مشکل داشتم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید