digester

[ایالات متحده]/daɪˈdʒɛstə/
[بریتانیا]/daɪˈdʒɛstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مواد را هضم یا تجزیه می‌کند؛ ظرف یا دستگاهی برای پخت یا پردازش؛ سازنده یا گردآورنده خلاصه
Word Forms
جمعdigesters

عبارات و ترکیب‌ها

food digester

هضم کننده غذا

anaerobic digester

هضم کننده بی‌هوازی

waste digester

هضم کننده زباله

biogas digester

هضم کننده بیوگاز

compost digester

هضم کننده کمپوست

digestive digester

هضم کننده گوارشی

microbial digester

هضم کننده میکروبی

industrial digester

هضم کننده صنعتی

sewage digester

هضم کننده فاضلاب

organic digester

هضم کننده آلی

جملات نمونه

the digester processes organic waste efficiently.

هضم کننده به طور موثر زباله‌های آلی را فرآوری می‌کند.

we need to maintain the digester regularly.

ما باید به طور منظم دستگاه هضم را نگهداری کنیم.

a well-functioning digester is crucial for waste management.

دستگاه هضم کارآمد برای مدیریت پسماند بسیار مهم است.

the digester converts waste into biogas.

دستگاه هضم زباله را به بیوگاز تبدیل می‌کند.

monitoring the digester's temperature is essential.

نظارت بر دمای دستگاه هضم ضروری است.

we installed a new digester for better efficiency.

ما یک دستگاه هضم جدید برای افزایش کارایی نصب کردیم.

the digester's capacity determines its effectiveness.

ظرفیت دستگاه هضم تعیین کننده اثربخشی آن است.

operators must understand how the digester works.

اپراتورها باید بدانند دستگاه هضم چگونه کار می‌کند.

regular testing helps optimize the digester's performance.

تست‌های منظم به بهینه‌سازی عملکرد دستگاه هضم کمک می‌کند.

the digester is part of our sustainable energy solution.

دستگاه هضم بخشی از راه حل انرژی پایدار ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید