digitally

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که شامل استفاده از ارقام یا فناوری دیجیتال است

عبارات و ترکیب‌ها

digitally enhanced

بهبود یافته به صورت دیجیتال

جملات نمونه

The artist digitally enhanced the photos to create a more vibrant effect.

هنرمند عکس‌ها را به صورت دیجیتالی بهبود بخشید تا جلوه‌ای زنده‌تر ایجاد کند.

The company decided to transition to a digitally-driven marketing strategy.

شرکت تصمیم گرفت به یک استراتژی بازاریابی مبتنی بر دیجیتال تغییر رویه دهد.

She digitally signed the important document before sending it to the client.

او قبل از ارسال آن به مشتری، سند مهم را به صورت دیجیتالی امضا کرد.

The new museum exhibit features digitally interactive displays for visitors to enjoy.

نمایشگاه جدید موزه دارای نمایشگرهای تعاملی دیجیتال برای لذت بردن بازدیدکنندگان است.

The book is available both in print and digitally for readers to choose their preferred format.

این کتاب هم به صورت چاپی و هم به صورت دیجیتالی در دسترس است تا خوانندگان قالب مورد نظر خود را انتخاب کنند.

The film was shot digitally using the latest camera technology for high-quality visuals.

فیلم‌برداری به صورت دیجیتالی با استفاده از آخرین فناوری دوربین برای جلوه‌های بصری با کیفیت انجام شد.

Students can now submit their assignments digitally through the online platform.

دانشجویان اکنون می‌توانند تکالیف خود را به صورت دیجیتالی از طریق پلتفرم آنلاین ارسال کنند.

The company's records are stored digitally in a secure cloud database for easy access.

سوابق شرکت به صورت دیجیتالی در یک پایگاه داده ابری امن ذخیره می‌شوند تا دسترسی آسان باشد.

The artist creates stunning digital artwork by digitally painting on a graphics tablet.

هنرمند آثار هنری دیجیتالی خیره‌کننده خلق می‌کند و با استفاده از یک تبلت گرافیکی به صورت دیجیتالی نقاشی می‌کند.

نمونه‌های واقعی

We promise we haven't changed anything digitally.

ما قول می‌دهیم که هرگز به صورت دیجیتالی چیزی را تغییر نداده‌ایم.

منبع: Asap SCIENCE Selection

This research took photographs that were digitally altered.

این تحقیق عکس‌هایی را به دست آورد که به صورت دیجیتالی تغییر داده شده بودند.

منبع: Reel Knowledge Scroll

Like digitally, just like a kind of nomad? Yeah.

مثل دیجیتال، مثل یک جور کولی؟ آره.

منبع: American English dialogue

Digitally manipulated photograph is not really true for me.

عکس دستکاری شده به صورت دیجیتال برای من واقعا درست نیست.

منبع: PBS Interview Entertainment Series

We started making them by hand, then spat them out of a machine, now we read them digitally.

ما شروع به ساختن آنها با دست کردیم، سپس آنها را از دستگاه بیرون انداختیم، اکنون آنها را به صورت دیجیتالی می‌خوانیم.

منبع: One Hundred Thousand Whys

Nowadays, with the popularization of mobile payment in China, it is a trend to send red envelopes digitally.

امروزه، با گسترش پرداخت موبایل در چین، ارسال پاکت‌های قرمز به صورت دیجیتالی یک روند است.

منبع: Talking about Chinese festivals.

In a digitally interconnected world, cyber risks are literally everywhere.

در دنیای به هم پیوسته دیجیتال، خطرات سایبری به طور واقعی همه جا هستند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

They used the X-ray machine to " digitally dissect" the fish.

آنها از دستگاه اشعه ایکس برای " دیجیتالی قطعه‌قطعه کردن" ماهی استفاده کردند.

منبع: The Chronicles of Novel Events

But it uses technology to digitally embed hidden markers in images.

اما از فناوری برای تعبیه نشانه‌های پنهان به صورت دیجیتالی در تصاویر استفاده می‌کند.

منبع: VOA Special September 2023 Collection

The panels are designed digitally and then a prototype is 3D printed.

این پنل‌ها به صورت دیجیتالی طراحی شده‌اند و سپس یک نمونه اولیه به صورت سه بعدی چاپ می‌شود.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید