dings

[ایالات متحده]/dɪŋz/
[بریتانیا]/dɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خم شدن یک تخته; خم شدن ورق‌های فولادی
v. ایجاد فرورفتگی; ایجاد صدای زنگ (شخص سوم مفرد از ding)

عبارات و ترکیب‌ها

door dings

در زنگ

bell dings

زنگ تلفن

dings sound

صدای زنگ

dings alert

هشدار زنگ

dings notification

اعلان زنگ

ring dings

زنگ زنگ

dings echo

بازتاب زنگ

dings chime

صدای ناقوس

dings reminder

یادآوری زنگ

dings effect

اثر زنگ

جملات نمونه

she dings the bell to get everyone's attention.

او برای جلب توجه همه، زنگ را به صدا در می‌آورد.

he dings the car horn when he sees his friend.

وقتی دوستش را می‌بیند، بوق ماشین را به صدا در می‌آورد.

the teacher dings the desk to quiet the class.

معلم برای آرام کردن کلاس، روی میز می‌کوبد.

she dings the glass to make a toast.

او برای نوشیدن، لیوان را به هم می‌کوبد.

the notification dings to alert you of a new message.

اعلان به صدا در می‌آید تا شما را از یک پیام جدید مطلع کند.

he dings the metal with a hammer to shape it.

او با چکش به فلز می‌کوبد تا آن را شکل دهد.

the doorbell dings when someone arrives.

وقتی کسی می‌رسد، زنگ در به صدا در می‌آید.

she dings the spoon against the bowl to get attention.

او برای جلب توجه، قاشق را به کاسه می‌کوبد.

when the timer dings, the cookies are ready.

وقتی تایمر به صدا در می‌آید، کوکی‌ها آماده هستند.

the game dings when you level up.

وقتی سطح شما بالا می‌رود، بازی به صدا در می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید