minor discomforts
ناراحتیهای جزئی
chronic discomforts
ناراحتیهای مزمن
physical discomforts
ناراحتیهای جسمی
emotional discomforts
ناراحتیهای عاطفی
temporary discomforts
ناراحتیهای موقتی
common discomforts
ناراحتیهای رایج
psychological discomforts
ناراحتیهای روانشناختی
mild discomforts
ناراحتیهای خفیف
social discomforts
ناراحتیهای اجتماعی
daily discomforts
ناراحتیهای روزمره
many people experience discomforts during long flights.
بسیاری از افراد ناراحتی را در طول پروازهای طولانی تجربه می کنند.
she mentioned the discomforts of wearing tight shoes.
او به ناراحتی های پوشیدن کفش های تنگ اشاره کرد.
discomforts can arise from poor posture while working.
ناراحتی ها می تواند ناشی از وضعیت بد هنگام کار باشد.
he often complains about discomforts in his back.
او اغلب در مورد ناراحتی های کمرش شکایت می کند.
some discomforts can be alleviated with proper stretching.
برخی از ناراحتی ها را می توان با کشش مناسب تسکین داد.
she tried to ignore the discomforts of the cold weather.
او سعی کرد ناراحتی های ناشی از هوای سرد را نادیده بگیرد.
discomforts during exercise can indicate a need for rest.
ناراحتی های ورزش می تواند نشان دهنده نیاز به استراحت باشد.
consult a doctor if you have persistent discomforts.
اگر ناراحتی های مداوم دارید، با پزشک مشورت کنید.
he found relief from his discomforts through meditation.
او از طریق مدیتیشن از ناراحتی های خود رهایی یافت.
many discomforts can be treated with over-the-counter medication.
بسیاری از ناراحتی ها را می توان با داروهای بدون نسخه درمان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید