discretenesses

[ایالات متحده]/dɪsˈkriːtnəsɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈkriːtnəsɪz/

ترجمه

n. اجزا; ناپیوستگی‌ها (تمایز هدف از پس‌زمینه)

عبارات و ترکیب‌ها

varied discretenesses

ناهمواری‌های متنوع

distinct discretenesses

ناهمواری‌های متمایز

numerous discretenesses

ناهمواری‌های متعدد

specific discretenesses

ناهمواری‌های خاص

complex discretenesses

ناهمواری‌های پیچیده

various discretenesses

ناهمواری‌های مختلف

inherent discretenesses

ناهمواری‌های ذاتی

subtle discretenesses

ناهمواری‌های ظریف

hidden discretenesses

ناهمواری‌های پنهان

notable discretenesses

ناهمواری‌های قابل توجه

جملات نمونه

the discretenesses of the project were carefully analyzed.

ناپسندی‌های پروژه به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

understanding the discretenesses in data is crucial.

درک ناپسندی‌ها در داده‌ها بسیار مهم است.

we must address the discretenesses in our approach.

ما باید به ناپسندی‌ها در رویکرد خود رسیدگی کنیم.

the artist captured the discretenesses of the landscape beautifully.

هنرمند به زیبایی ناپسندی‌های منظره را به تصویر کشید.

there are many discretenesses in the legal documents.

ناپسندی‌های زیادی در اسناد قانونی وجود دارد.

he pointed out the discretenesses that others overlooked.

او به ناپسندی‌هایی اشاره کرد که دیگران نادیده گرفتند.

the discretenesses in the negotiation were crucial for success.

ناپسندی‌ها در مذاکره برای موفقیت بسیار مهم بودند.

discretenesses in communication can lead to misunderstandings.

ناپسندی‌ها در ارتباطات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she appreciated the discretenesses in his writing style.

او از ناپسندی‌ها در سبک نویسندگی او قدردانی کرد.

the scientist examined the discretenesses in the experiment results.

دانشمند ناپسندی‌ها را در نتایج آزمایش بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید